پال کریواژیک / برگردان: اکبر معارفی

       


ترجمه فارسی “در جستجوی زرتشت” به قلم اکبر معارفی در سال ۲۰۰۴در کالیفرنیا (ایالات متحده آمریکا) منتشر شده است…

پیشگفتار مترجم
کتاب حاضر نتیجه مشاهدات، مطالعات، تحقیقات و شنیده های آقای پال کریواژیک در خصوص دین زرتشت، اصول اعتقادی آن و تاثیراتش بر فرهنگ 

جهانی است، خصوصاً برداشتهای انسان امروز از مقولاتی چون نیکی، بدی و اصول اخلاقی. در این بررسی، نویسنده به سفری طولانی در بعد زمان و 

مکان میرود تا رد پای زرتشت را از زمانهایی دور و سرزمینهای دوردست تا زمان کنونی و محل زیست ما، در هر گوشه ای از جهان که اقامت گزیده ایم، پیدا کند.

در این سفر او از عصر معاصر آغاز می کند. ابتدا شیفتگی برخی ازآهنگ سازان و فیلم سازان را به زرتشت یاد آور می شود و سپس در جستجوی علت 

این شیفتگی با نیچه روبرو می شود. ولی درمیابد که شیفتگی نیچه نیز به زرتشت ریشه در یک سری وقایع تاریخی داشته است. آنگاه در ردیابی این وقایع 

ما را به قرن هجدهم می برد و ما را با دوپرون فرانسوی آشنا می کند. او اولین اروپایی بود که در پی سفری هفت ساله و پر ماجرا در سال۱۷۷۱موفق به 

ترجمه و انتشار کتاب اوستا گردید. شیفتگی دوپرون به زرتشت که چندین بار نزدیک بود او را به کام مرگ در غلطاند ناشی از احترامی بود که نویسندگان 

دوران باستان به زرتشت داشتند و این طرز تلقی آنان در دوران رونسانس دو باره مورد توجه محافل روشنفکری قرار گرفته بود.

پس از ردگیری جای پای زرتشت از عصر حاضر تا دوران رونسانس طبیعی است که کریواژیک سفرش را تا دوران قرون وسطی ادامه بدهد. ولی او قبل 

از این سفر برای آمادگی بیشتر به عصر حاضر باز می گردد. از انگلیس به یوگوسلاوی سابق و فرانسه می رود تا آگاهی بیشتری از کاتارها و بوگومیلها 

کسب کند که در قرون وسطی شدیداً مورد غضب کلیسا قرار داشتند. از آنجا سفرش را به قرون وسطی ادامه میدهد و در آنجا نشانه هایی میابد که در او 

شک وجود رابطه ای را بین نگرش کاتارها و بوگومیلها با دین مانی تقویت می کند. برای درک بهتری از این رابطه، جهشی تاریخی و جغرافیایی کرده به 

عصر مانی در دوران حکومت ساسانیان می رود و از ایران دیدار میکند. تحولات دین مانی، زندگی شخصی او و عناصر اعتقادیش را مورد ارزیابی قرار 

می دهد. در دین مانی نیز رد پایی از زرتشت پیدا می کند. ولی تشابه ظاهری بین اصول اعتقادی مانی و کاتارها اثبات کننده رابطه بین آنان نمی تواند باشد. 

لذا چند قرنی به جلو باز می گردد و ما را با مردمی که مخلوطی از ایرانیان و هونها بودند و خود را بلغار (احتمالاً به معنی مخلوط) می نامیدند آشنا می 

کند. این گروه صحرا نشین در قرن هفتم میلادی پس از شکست سختی که بر امپراطوری روم وارد می کنند رسماً صاحب تمام قلمرو بیزانس در شمال 

کوههای بالکان می شوند و اولین امپراطوری بلغار را ایجاد می کنند. از اینجا است که اعتقادات این مردم به تدریج در اروپای شرقی رسوخ می کند.

پس از شناسایی رابطه بین بلغارها (مردم مخلوط از ایرانیان و هونها) و اصول اعتقادی که تحت نامهای گوناگون در اروپای شرقی شکل گرفته بود نویسنده 

به جستجوی رابطه بیشتری بین بلغارها و دین زرتشت می رود. ولی ناگهان پدیده عجیب دیگری توجه اش را به خود جلب می کند. پیدایش اسرار آمیز آﺋﯿﻦ 

میترا و افول اسرار آمیز تر آن در اروپا امری ساده نبود که بتوان از آن گذشت. آیا این همان میترا یا مهر است که در میان اقوام هند و ایرانی قبل از ظهور 

زرتشت به عنوان یکی از ایزدان شناخته می شد؟ میترایی که مقامش توسط زرتشت تا حد یکی از یاری دهندگان اهورمزدا تنزل داده شده بود.

تشابه بین آﺋﯿﻦ میترا در اروپا و میترای قوم هند و ایرانی اندک و تفاوت بسیار است. علاوه بر آن، آﺋﯿﻦ میترا زمانی در امپراطوری روم رواج پیدا کرد و 

مذهب عمده مردم اروپا شد که امپراطوری ساسانی خطرناکترین رقیب امپراطوری روم محسوب می شد. چگونه ممکن بود امپراطور روم مذهبی را بپذیرد 

که ریشه در مذهب خطرناکترین رقیب خود داشت. معمایی که موجب شده است بسیاری از محققین به این نتیجه برسند اساساً رابطه ای بین آﺋﯿﻦ میترا در 

اروپا و دین زرتشت وجود نداشته است. ولی پاسخ این محققین او را قانع نمی کند. مطالب ضد و نقیض به حدی است که باید سفر دیگری بکند.

کری واژیک به قرن پنجم قبل از میلاد میرود و از طریق هرودوت با سکاها آشنا می شود. سکاها قومی ایرانی بودند که بر تمام علف زارهای آنسوی شمال 

فلات ایران از مرز چین تا مرز یونان حکومت می کردند. با زنان جنگجوی سکاها آشنا می شود که در میان یونانیان به زنان آمازون به معنی پستان بریده 

مشهور بودند. زنانی که برای دقت بیشتر در تیر اندازی از روی اسب، یک پستان خود را میبریدند. می بیند این قوم ایرانی که در جنگجویی همتایی نداشته 

بالاخره مغلوب قوم ایرانی دیگری می شود که از فلات ایران به علف زارهای شمالی هجوم برده بود. این قوم غالب با فرهنگ و اسلوب پیشرفته تر خود 

سکاها را سر انجام تا قرن اول میلادی در خود حل میکند و قوم جدیدی را به وجود می آورد که در تاریخ به نام سرمتیان مشهورند. سپس با قبایل مختلف این 

قوم چون آلانها آشنا می شود که در شاهنامه فردوسی از آنان به عنوان یکی از یاری دهندگان گشتاسب اولین پادشاه زرتشتی ایران یاد شده است. شاهد 

امتزاج سرمتیان با یکی از اقوام اسکاندیناوی در قرن دوم و سوم میلادی به نام گوتها می شود که از سرزمینشان با کشتی به سواحل دریای بالکان کوچ کرده 

بودند. این قوم جدید سوای تعلق قومی شان بعد ها همگی به نام گوتها شناخته می شوند.

کری واژیک رد پای آلانها را در اروپا تا تشکیل اولین حکومت سلطنتی در فرانسه دنبال می کند. مهاجرت گوتها را به قلمرو امپراطوری روم در اثر 

یورش هونها شاهد می شود و نابودی امپراطوری روم به دست گوتها (سرمتیان) را که وارد ارتش روم شده بودند برای ما شرح می دهد. شاید ورود گوتها 

به ارتش روم موجب گسترش آﺋﯿﻦ میترا در قلمرو امپراطوری روم شده بود.