این برای نخستین بار در تاریخ بیش از صد ساله بازی های المپیک بود که مشعل بازی ها در یک آتشکده ی زرتشتی روشن می شد .
براساس سنت دیر پا و صد و پانزده ساله تاریخ المپیک های مدرن همیشه مشعل هر دوره بازی های المپیک طی مراسمی در پای کوه المپ در آتن پایتخت یونان با کمک ذره بین از نور آفتاب روشن می شود تا برای روشن کردن مشعل اصلی المپیک مورد استفاده قرار گیرد .
                                       
شعله المپیک یا همان« مشعل المپیک » امروزه نماد بازی های المپیک است. این مشعل در حقیقت برای برپایی جشن دزدیدن آتش از « زئوس » خدای یونان و از ایزدان کوه المپ بوده که ریشه در تاریخ یونان دارد . به همین مناسبت در هر دوره المپیک طی مراسم ویژه ای مشعل المپیک در پای کوه المپ فروزان می شود .اما مقام های برگزاری نخستین بازیهای المپیک اروپایی به دلیل اهمیت آتش در فرهنگ وتمدن آذربایجان که جزیی از ایرانزمین بوده ؛ به -جای آتش کوه المپ از آتش آتشکده ی « سرخانی » یا « سوراخانی » استفاده کردند و مشعل فروزان برآسمان باکو بوسه زد .
                                                              
رییس کمیته ملی المپیک آذربایجان هنگام روشن کردن مشعل بازی های باکو گفت :
« با توجه به پیشینه تاریخ آتش و دین زرتشتی در این کشور که آذربایجان رابا نام« سرزمین آتش »مشهور کرده است؛

                                                

برای نخستین بار در تاریخ المپیک ها روشن کردن مشعل بازی های المپیک اروپایی باکو در آتشکده « سرخانی یا سوراخانی» باکو صورت گرفت» و این برای نخستین بار در تاریخ المپیک های مدرن بود به جز آتش دیگر نماد های بازی های باکو ۲۰۱۵شامل سیمرغ،انار و فرش آذربایجان بود که به عنوان سه نشان تاریخی و فرهنگی جمهوری آذربایجان استفاده می شود.

        

در حقیقت آذربایجان طی پانزده یا بیست سال توانست خود را از آسیا به اروپا بکشاند پس از انتخاب باکو توسط کمیته ی المپیک اروپا و شناخته شدن صلاحیت این کشور توسط کمیته بین المللی المپیک آن ها فقط دو سال و نیم وقت داشتند که همه چیز را آماده کنند مسئولان و سازمان دهندگان بازی های اروپایی باکو می دانستند کار بزرگی در پیش دارند. حضور۶۰۷۶ورزشکار از ۵۱ کشور اروپایی باکو را به مرکز ورزش اروپا مبدل کرده بود نمایش گشایش بازی های اروپایی باکو ۲۰۱۵زیبا ، پرهیجان و نفس گیر بود مدیر برنامه هنری این مراسم گشایش بازی ها « دیمتریوس پاپایوانو » که نمایش گشایش بازی های المپیک ۲۰۰۴آتن را ساخته بود خلاقیتش به مرحله اجرا درآورده بود با کمک گرفتن از موسیقی و رقص آذربایجان و نیز جنبه های فرهنگی و هنری این سرزمین و استفاده از مینیاتور و جنبه های شاعرانه شعرهای جامی ، نمایشی شاعرانه و هنری که معرف خصوصیات اقوام ایرانی که بی ارتباط به فرهنگ و تمدن و هنر گذشته ایران نبود مقابل چشمان شصتهزار تماشاگر و میلیون ها تماشاگر در تلویزیون های هشتادکشور جهان قرار گرفت.
در همین مراسم چهل تن از سران کشورهایا دولت های آنان شرکت داشتند لحظه به یادماندنی زمانی بود که مشعل فروزان از آتشگاه باکو به ورزشگاه مدرن وزیبای المپیک باکو رسید ، در میان دست زدن های تماشاگران مشعل بزرگ ورزشگاه را که به شکل حلقه ی آتش ساخته شده بود روشن کرداین روز۱۲ژوئن بود و مراسم پایانی روز ۲۸ژوئن برپا شد اینجا هم برخلاف همه المپیک ها و بازی های منطقه ای که درمراسم پایانی مشعل خاموش می شود در بازی های اروپایی باکو ۲۰۱۵مشعل خاموش نشد و آتش آن همچنان فروزان ماند .
                                                            
                                                            « که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست ...»
با برپایی این بازی ها جمهوری آذربایجان امید ، کیفیت و شایستگی برپایی رویدادهای بزرگ ورزشی را نشان داد ، این کشور حالا خود را برای میزبانی بازی های المپیک ۲۰۲۴نامزد می کند زمانی که نمایش بزرگ نخستین بازی های اروپایی رابا شایستگی به پایان رسانده است.

سخنی هم از آتشکده باکو
آتشکده‌ي باکو در ۳۰ کيلومتري شهر باکو ، در بخش جنوب شرقي شبه جزيره‌ي آبشرون و حومه‌ي شهر سوراخاني قرار دارد. در کشور آذربايجان به اين بنا آتشگاه مي‌گويند.
              
پيدايش آتشکده

شبه جزيره آبشرون که در غرب درياي خزر جاي دارد ميداني نفتي بزرگي است که با روزنه هايي، گاز طبيعي متصاعد شده از اين ميدان نفتي را به بيرون هدايت مي‌کند و اگر شعله‌اي به آن نزديک مي‌شده آتش زبانه مي‌کشيده است. آتشکده به طور متوسط حدود ۱۵۰۰۰ ديدارکننده در سال دارد. از سال ۱۹۹۸ ميلادي براي افزون شدن به فهرست ميراث جهاني نامزد شده است.
                                                    
ساختمان آتشکده
ساختمان آتشکده از بيرون يک پنج ضلعي است با ديوارهاي پيرامون آن و يک ورودي مرکزي که در بالاي آن مانند معماري بومي آبشرون اتاقي براي ميهمانان با نام بالاخانه درست شده است. در حياط مرکزي بنايي چهارگوش گنبددار وجود دارد و پيرامون حياط اتاق‌هايي براي راهبان.
کتيبه‌هايي به خط سانسکريت بالاي اتاق‌ها روي سنگ حک شده است. بناي چهارگوشي که در وسط حياط قرار دارد چهارتاقي گنبدداري است که اينک آتش زير گنبد به صورت مصنوعي و از طريق لوله‌هايي که به آن وصل شده روشن است.
اما در نقاشي‌هاي قديمي که از آتشکده وجود دارد آتش از چهار ستون کوتاه روي بام نيز شعله ور بوده است. با فاصله اندکي از چهارتاقي آتش ديگري وجود دارد که گفته مي‌شود براي سوزاندن جسد درگذشتگان بوده است. اتاق‌هاي پيرامون حياط به صورت موزه‌اي درآمده که راهبان ساکن آن‌ها به صورت مجسمه‌هاي مومي به نمايش درآمده‌اند.
مجسمه‌ها باتوجه به نقاشي‌هاي قديمي و شرحي که ديدارکنندگان از آتشکده داده‌اند ساخته شده‌اند، در يکي از اتاق‌ها يک عابد در حال رياضت کشيدن به شيوه ي مرتاض‌ها است و در جايي ديگر عابدي درحال گرفتن پول از يک بازرگان است.
نامداراني که از آتشکده ديدار کرده‌اند
نامداراني که از آتشگاه ديدار کرده‌اند عبارتند از: نويسنده فرانسوي آلکساندر دوما (پدر)، شيميدان روس ديميتري مندليف، جهانگرد آلماني اي.کمپفر، نقاش روس و. ورشاگين، جهانگرد فرانسوي ف. ويلو، دانشمندب.دورن، جهانگرد بلژيکي ارنست اورسل(۱۸۸۲)

                                                         
آتشکده يا معبد هندوها
بدون ترديد از زمان ساخت تا نابودي معبد به هنگام هجوم تازيان از اين بنا به عنوان آتشکده استفاده شده است اما در دوباره سازي و استفاده از بنا در سده‌هاي هفده و هجده ميلادي به نظر مي‌رسد هم هندوان و هم زرتشتيان از آتشکده استفاده کرده‌اند. ديدارکنندگاني که در طول دو سده از آتشکده ديدار کرده‌اند گزارش‌هايي نوشته‌اند که استفاده دو آيين از آتشکده را نشان مي‌دهد.
در سال ۱۸۷۶ ميلادي جيمز برايس گزارش کرده است که انجمن زرتشتيان بمبئي حامي مالي آتشکده بوده‌اند و در سال ۱۸۸۲ ميلادي ارنست اورسل از زايران زرتشتي نام مي‌برد.
نوشته ایرج ادیب زاده
ویژه سایت انجمن جهانی زرتشتیان پاریس .