برای شنیدن فایل صوتی اینجا کلیک کنید

 

« آشورزتشت » آموزگار و فیلسوف ؛
                                               یا« پیامبر » ؟...


آرمان بزرگ زرتشت : « ما خواستاریم از جمله کسانی باشیم که مردم را به سوی راستی و نیکی و جهان را به سوی پیشرفت وآبادانی ببریم.»

 

نظر خواهی ویژه سایت انجمن جهانی زرتشتیان - پاریس – از اندیشمندان و صاحب نظران و همه دوستداران فرهنگ و تمدن ایران

 

روانشاد دکتر آبتین ساسانفر پژوهشگر تاریخ کهن ایران و مزدیسنااز مترجمان گاتاها سروده های زرتشت از زبان اوستایی و

بنیانگذار انجمن جهانی زرتشتیان : « زرتشت بیش از هرچیز یک دانشمند ؛ فیلسوف و حکیم است . اندک خرافات مذهبی در

 سراسر گاتاها به چشم نمی خورد و

 از اوستا تنها چیزی که به زرتشت و دین زرتشتی  تعلق دارد همان گاتا هاست . »

دکتراردشیرخورشیدیان رییس انجمن موبدان تهران: «زرتشت » پیامبر است . وای بر ما که اجازه میدهیم در این مکان مقدس

 که مال زرتشتی هاست بیایند و بگویند زرتشت پیامبرنبوده ؛ به هزار ویک دلیل میگویم زرتشت صددرصد پیامبر بوده است . »

 

دکترین و فلسفه زرتشت

در حال حاضر نزدیک به ۲۰۰تا ۳۰۰هزار زرتشتی – از پدریا مادر زرتشتی به دنیا آمده اند – در سراسر جهان وجود دارند .- صدها هزارتن نیز در این سال ها به

آیین زرتشت گرویده اند.- نزدیک به ۱۰۰هزار تن آن ها در هند زندگی می کنند ؛ که به پارسیان معروف اند . بیشتر آن ها پس از حمله ی عرب ها به ایران و نیز آزار و اذیت

 ایرانیان نادان  آن زمان که از پایه و اصول آیین زرتشت بی اطلاع       

بودند و زرتشتیان را آتش پرست و نجس  میدانستند  - مثل یهودیان و مسیحیان - به هند مهاجرت کردند .

غربی ها نگاه بهتری به زرتشت و دین او داشتند . کتاب برجسته فیلسوف آلمانی نیچه با نام  « چنین گفت زرتشت » پرسش هایی در مورد فلسفه زرتشت ؛

 و این  که اجداد ایرانیان که بودند ؟ زندگی و فرهنگ آنان چگونه بود ؟ فلسفه و دکترین زرتشت چه بوده است ؟ به وجود آورد .

از همین جا پرسش های اساسی بسیاری  در مورد شخصیت زرتشت آغاز شد .

  

جست و جوی ساده از طریق دکترین زرتشت نشان می دهد که این اندیشمند و آموزگار ایرانی هرگز

خود را به عنوان واسطه بین خدا و انسان ها معرفی نکرده است . زرتشت هرگز ادعا نکرده بود که با یک خدا تماس داشته باشد .

 زرتشت  هرگز دستورات مفصلی برای پیروانش باقی نگذاشت .فقط به آنان دستور های کلی داد این که از

هوش و خرد خود استفاده کنند.

برخی از محققان باور دارند که زرتشت شش هزار سال  پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد ؛

 امروز ما رقم چهار هزار سال را  در پیش

 رو داریم زادگاه او شناخته شده نیست . برخی محققان براین باورند که او در یکی از شهرهای خراسان

بلخ یا هرات زندگی می کرد . 

به نوشته ی دکتر آبتین ساسانفر : گاتاها سروده های زرتشت تنها باقیمانده و یکی از کهن ترین نوشته هاییست که در جهان به جا مانده است .

او اهورا مزدا را به عنوان خالق  آسمان و زمین و پرستش وی در نظر گرفته است . زرتشت دکترین خود را بر پندارنیک ؛ گفتار نیک ؛ کردار نیک بنا نهاده است .

او متوجه شده بود  که کل تکامل جهان بر اساس عمل و واکنش است بسیاری از محققان آشوزرتشت را اندیشمند ؛ خردمند ؛ آموزگار و فیلسوف می دانند و اندیشمندان

دیگری نیز هستند که او را پیامبرمی دانند . واقعیت چیست ؟ در این نظر خواهی نظر اندیشمندان و محققین را جویا می شویم . آقای مازیار قویدل پژوهشگر فرهنگ

 ایران به ویژه شاهنامه و داستان های آن و نویسنده ی کتاب « پژوهشی در اوستا و آیین یا باور زرتشتی » عقیده دارد که آشوزرتشت آموزگار؛ فیلسوف و متفکر است و

در هیچ جا هم نگفته فرستاده ی یک خدا است . 

بشنوید: ایرج ادیب زاده



پیامبری اشو زرتشت (به قلم دکتر فرهنگ مهر)

چگونگی دست یابی اشو زرتشت به دین راستین و فراگرد برگزیده شدن او به پیامبری، در گات ها گزارش شده است. جز این، در گات ها نام نخستین گروه شاگردان و پیروان  اشو زرتشت نیز آورده شد، ولی از زندگانی خصوصی پیامبر سخن نرفته است. دلیل آن روشن است. گات ها دین اهورایی است که راه زندگی را به مردمان می آموزد. زندگانی اشئ زرتشت تا آن جا که بستگی به شناخت و گسترش دین راستین دارد، در گات ها آمده است. زندگی خصوصی او کاری با گات ها ندارد. ولی در نوشته های دینی پس از گات ها (اوستای جوان تر)، از زندگی خصوصی پدر، مادر، همسر و فرزندان اشو زرتشت سخن رفته است.

فراگرد، برگزیده شدن اشو زرتشت به پیامبری، در سه پایه (مرحله) و در دو سطح انجام شد.

سه پایۀ رسیدن به پیامبری: فراگیری پیامبری اشو زرتشت ویژگی هایی دارد که با خرد سازگار است. فراگرد و محتوای "وحی" در دین اشو زرتشت با دیگر دین ها یکی نیست. اشو زرتشت تنها رساننده پیام نیست. بلکه او اندیشمندی (فیلسوفی) است که پیش از برگزیده شدن به پیامبری، به نهادهای دین راستین دست یافته بود. دینی که به گفته گات ها، بهترین راه زندگی را نشان می دهد (۱). بنابراین اشو زرتشت هم فیلسوف و هم پیامبر بود.

 

مرحلۀ نخست:

در این مرحله اشو زرتشت در بارۀ خدایان پنداری که ایرانیان آن ها را می پرستیدند، دو دلی پیدا می کند. او می اندیشد که هنجاری که در جهان آفرینش هست نمی تواند به دست خدایانی چند که در مقام مساوی بوده و یا کارهایشان بر ضد هم باشد، پدید آید. یکی خدای باران باشد و دیگری خدای خشکسالی، یکی خدای صلح و دیگری خدای جنگ. او از راه خرد پی برد که کارآفرینش، و نگاهداری آن باید در دست خدای یگانه باشد. خدایی که طراح و حافظ آفرینش است. در این مرحله، اشو زرتشت با ریزنگری در پویایی (دینامیسم) آفرینش و رایزنی با خرد نیک (وهومن) به بی پایگی خدایان چندگانه آنچه که خدایان پنداری نامیده شده اند، پی برد (۲). هنجار آفرینش ایجاب می کرد که نیروی  واحدی آن را سامان دهد. نیرویی که اندیشمند، سازنده و توانا باشد. او اندیشید که چنین خدایی به قربانی نیازی ندارد و پندار بافی و خرافات را در آستان او راه نیست. از این روبپا خاست، پرستش خدایان پنداری، دادن نذر و قربانی برای راضی کردن آن ها، و پذیرش خرافات را که وسیله ای تنها برای پر کردن جیب مغان بود، ناروا خواند.

اشو زرتشت یگانگی خدا را پذیرفته بود، بدون آن که طبیعت و خصوصیات آن را بداند. او به دنبال راستی بود و راهنمای او در این کار، خرد مقدس (وهومن) بود.

 

مرحلۀ دوّم:

اشو زرتشت پی برد که این نیروی توانا و یگانه، باید بخشنده نیکویی، داد و راستی باشد. او استدلال می کرد که جز یک خدای خوب، مهربان و سازنده نمی تواند جهان هستی را پدید آورد و این همه نعمت ها را ارزانی دارد. او دریافت که این نیرو، جز راستی و پاکی (اشویی)، دهندگی و سازندگی نمی تواند باشد. اشو زرتشت فکر کرد که او هنگامی خواهد توانست این نیروی خوبی را بشناسد که به مبداء نزدیک شود، و برای این نزدیکی، باید تا آن جا که شدنی است همانند خداوند رفتار کند. یعنی، اخلاق، خوبی ، راستی، هم آهنگی، بخشندگی، یاری به دیگران (۳) را برنامه کار خود قرار دهد. او بر آن شد که در همه کارها با رایزنی خرد و مشورت وجدان (دانا) عمل کند و آن چه را که ناسازگار با خواست وجدان باشد، انجام ندهد. او هر کجا می رفت مردمان را به ایمان به خدای یکتا و نیکخواهی برای مردمان و دوستی و امید فرا می خواند و  "اخلاق" را والاترین ویژگی اعلام می کرد. او هر روز در این باور که خداوند یگانه تنها به ویژگی های اخلاقی آراسته است، استوارتر می شد. او دشمنی، خشم، نامهربانی، زشت، خوبی و بدمنشی را کارهای غیراهورایی می دانست و مردمان را به  کناره جویی از آن ها فرا می خواند. او می گفت: "خوبی وجه مشترک نیکان (اشوان) و خدای یگانه است."

خدای راستین، نیروی فراگیر نیکی هاست. از این رو زرتشت تنها به خاطر و برای نیکی کار می کردتا به رسایی برسد و خدای یگانه را بهتر بشناسد.

 

مرحلۀ سوّم:

اشو زرتشت که سال ها با رایزنی خرد و پیروی وجدان با دانایی و اخلاق کار کرده بود، بینش و روشن بینی ویژه ای پیدا کرده بود. از راه "اشراق" (۴) درخشش خدایی را دید. او از راه منش نیک و پاکی وجدان، به آن بینشی دست یافت که حقیقت هستی راستین را درک می کرد. توانایی که در اوستای جوان تر با واژه "ب - ا – و- دا" توصیف شده است.

از آن هنگام زرتشت مردمان را اندرز می دادکه همه کار با خرد و وجدان رایزنی کنند، از نادانی و تندخویی دوری جویند تا به بینش اهورایی دست یابند. از آن چه از گات ها به دست می آید، اشو زرتشت نخستین دانشمند (فیلسوف) و بزرگترین عارف و فیلسوف بود که از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد.

بنا به گفته گات ها، اشو زرتشت پیش از برگزیده شدن به پیامبری از راه خرد، وجدان و بینش دریافت که گوهر هستی، دانایی و خوبی یگانه ای است که او آن را اهورامزدا یعنی خداوند جان و خرد نامید (۵).

او تنها کسی بود که فهمید اهورامزدا دهنده و سازنده (آفریننده و نگاهدارنده) است. دانست که او یگانه سرچشمه همه هستی ها، بی آغاز و بی انجام  است . او در همه چیز هست و از همه چیز بیرون است، جهان برونی و جهان درونی از اوست؛ او اهورایی است و تنها از راه اخلاق  و فروزه های اهورایی، با نیکان رابطه شخصی برقرار می کند، و سرانجام او قانون دگرگونی ناپذیر و واضع آن است.

 

برگزیده شدن اشو زرتشت به پیامبری 

در همان هنگام که اشو زرتشت به بینش اهورایی دست یافته و به راهنمایی مردمان و روشن کردن اندیشه آن ها دربارۀ واقعیت هستی سرگرم بود، در سطح دیگری هم موضوع گزیده شدن کسی به پیامبری مطرح بود.

به گفته گات ها، در آن هنگام که جهان در آتش نادانی، خشم و بیداد می سوخت، دروغ، کشتار و ناسازگاری همه جا را فرا گرفته بود، گئوش اوروان (روان جهان) به درگاه آفریننده روی آورد و چاره جویی خواست او از خداوند درخواست کرد که رهبری را برای نجات جهان و مردمان بگمارد، تا مردمان را از ویرانگری و بدی باز دارد. گئوش اوروان همچنین نظر داد که: توانایی جسمانی برای چنین رهبری ضروری است.         

باز به گفته های گات ها؛ اهورامزدا با شنیدن درخواست روان جهان، با خرد اهورایی (وَهیشتامَن) و راستی و داد (اَشا وَهیشتا) به یزدانی می پردازد. گزارش گات ها از این رایزنی، بازتابی از آزادمنشی دین زرتشتی است. با آن که اهورامزدا که بر همه چیز آگاه است و بهتر از همه می دانست که چه کسی را برای انجام این کار بزرگ برگزیند. نخست از "اشا" می پرسد که او چه کسی را برای این کار شایسته می داند. اشا می گوید که او کسی را نمی شناسد. ولی با  گئوش اوروان (روان جهان) هم داستان است که چنین کسی باید نیرومند و توانا باشد. اهورامزدا با آرامی از او بازخواست می کند که او که گردش . کار جهان را زیر نظر دارد، چگونه از معرفی چنین کسی ناتوان است؟ سپس با "وهومن" مشورت می کند و وهومن در اندیشه فرو می رود، آنگاه اهورامزدا می گوید که او اشو زرتشت را برای این کار در نظر دارد (۶).  زیرا زرتشت تنها کسی بود که با رایزنی با خرد نیک، خدایان پنداری را کنار زده بود و با پیروی از وجدان و اخلاق گرد بدی نگشت و با پذیرش راستی و داد "اشا" خود را به زیور خوبی و اخلاق آراست. همچنین زرتشت به رسایی خود بسنده نکرده و به رهنمود مردمان برخاسته بود (۷).  

روان آفرینش از این گزینش، در شگفت شد! زیرا گمان می کرد که چنین کسی باید از توان بدنی و زور بازو برخوردار باشد تا دشمنان و بدان را سرکوب کند، و اشو زرتشت از چنین نیروی بدنی برخوردار نبود، ولی روان آفرینش زود به نادرستی گمان خود پی برد (۸). پوزش خواست و پیمان نهاد که با اشو زرتشت همکاری کند.  

ضمنا از اهورامزدا درخواست کرد که به اشو زرتشت استدلالی قوی، سخنی گیرا و توان اهورایی ارزانی دارد تا در این کار دشواری که به او واگذار شده کامیاب شود (۹). اهورامزدا چنین کرد و به این ترتیب وحی صورت گرفت (۱۰). 

تفاوت وحی در دین اشو زرتشت با سایر دین ها روشن است؛ اشو زرتشت اندیشمند بود،  به حقیقت اهورامزدا پی برده بود و تنها وظیفه پیام رسانی نداشت، او با خود روش های گوناگونی را ارزیابی کرده بود. با وجدان و اخلاق، آن ها را سنجیده بود و با خرد روش درست را انتخاب و به کار بسته بود. از همین رو هنگامی که گزینش پیامبر و رهبر اهورایی پیش آمد، اهورامزدا او را برگزید و از او خواست که پیامش را بگستراند.

اشو زرتشت زندگانی درست و دین راستین را در خرد و وجدان خود می شناخت و مردمان را به رفتار نیک فرا می خواند. هنگامی که اهورامزدا، دین اشو زرتشت را تایید کرد و به او ماموریت داد که مردم را به راه راست هدایت کند، آهنگ اشو زرتشت در تبلیغ دین استوارتر شد. 

 

گات ها، پیام و دین اهورامزدا، کلام آن سخن اشو زرتشت است.

اهورامزدا به اشو زرتشت شیرینی و سلاست سخن داد تا دین بهی را تبلیغ کند، در پیامبری اشو زرتشت معجزه ای نبود. نه دریاچه ای خشک شد، نه معراجی صورت گرفت، نه خورشید از حرکت ایستاد، نه ماه دونیم شد و نه مرده ای زنده گردید. معجزاتی که در نوشته های پهلوی به اشو زرتشت یا نجات دهنده های پس از او "سیوشانت" نسبت داده اند، در گات ها نیست و با خرد هم سازگار نمی باشد (۱۱) و هر چه با خرد سازگار نباشد، مخالف گات هاست، اشو زرتشت به کار بستن اندرزهای گات ها را هنگامی سفارش می کند که فرد با خرد و وجدان خود آن ها را سنجیده، فهمیده و پذیرفته باشد.

گسترش دین تنها از راه تبلیغ، با سخن خردمندانه و شیرین، باید صورت گیرد، دست آزیدن به زور شمشیر و فشار نارواست (۱۲).  دست بردن به زور تنها در مقام دفاع مجاز است (۱۳). هر کس می تواند با آزادی و آگاهی از محتوای دین آن را بپذیرد.  

 

گات ها

سرودهای اهورایی مانترا، در گات ها شیرین، اندیشه زا و آموزنده است. این سروده ها از آفرینش و روش درست زیستن سخن می گویند. گوهر هستی و وجود آفرینش و آفریننده، روش درست زندگانی و نتایجی که بر الگوهای گوناگون رفتاری بار است، موضوع هایی است که در گات ها در باره آن ها سخن گفته شده است. هر کس در باور و گزینش روش زندگی خود با توجه به نتایجی که بر هر گونه رفتاری بار است، آزاد است. گات ها بهترین الگوی رفتاری را سفارش می کند. زیرا خوشبختی را برای برگزینندگان آن روش به ارمغان می آورد.

گات ها می گوید: "دانایان روش خوب و نابخردان روش بد را انتخاب می کنند." (۱۴)

 

گات ها، منطقی، علمی، جهانی، ابدی و انسانی است

گات ها منطقی است:

خرد اهورایی، رشته ای است که سراسر گات ها را به هم پیوند می دهد. اهورامزدا در خرد، جهان را پدید آورد. اشو زرتشت از راه خرد، پیام اهورامزدا را دریافت داشت. اشو زرتشت از راه خرد مردم را به شنیدن سخنان خود و پذیرش دین راستین فراخواند. (۱۵)

 

گات ها عملی است: (۱۶)

گات ها دین شدنی ها، دین کار و کوشش، سازندگی و پیشرفت است.

گات ها رهبانیت کناره گیری از دنیا و درویشی را سفارش نمی کند.

گات ها کار، سازندگی و بهره برداری درست، از داده های اهورامزدا را شرط رستگاری می داند. دنیا و مادیات باعث نکبت و بدبختی نیستند. ماده چون داده خدایی است، خوب و دوست داشتنی است و حمایت از طبیعت و محیط زیست، دستور دینی است.

گات ها با کلان کار دارد به  خُرد و ریز نمی پردازد.

دستورهای گات ها کلی است و وارد جزئیات نمی شود و این ویژگی از زیبایی های گات هاست که آن را همشیگی می کند. در گات ها دستورهای امر و نهی موردی کمتر دارد. خوردن و آشامیدن چیز معینی یا انجام کاری معینی را نهی نمی کند. ولی بطور کلی می گوید:" از هر آن چه به سلامت تن و روان آزار برساند باید دوری جست." راست بودن و دروغ گفتن، سازنده بودن و ویرانگری نکردن، مهر ورزیدن و خشم نکردن و مانند آن ها که در گات ها بسیار آمده، دستورات کلی است.

گات ها میزان و شاخص را به دست می دهد. کار بستن آن ها در هر مورد با توجه به شرایط زمان و مکان، پیشرفت دانش و تکنولوژی با خود آدمی است که با راهنمایی خرد کار بندد (۱۷).

از جهت علمی اندرزهای گات ها در سه اصل ساده: "اندیشۀ نیک(هُومَت)، گفتار نیک(هوخت) و کردار نیک (هَوَرِشت)" خلاصه می شود.

 

گات ها جهانی است: (۱۸)

گات ها راه خوب زیستن را به همه مردمان، صرف نظر از جنس، مذهب و نژاد می آموزد. همۀ مردمان را مخاطب قرار می دهد و اشو زرتشت برای همه کسانی که از دور و نزدیک برای شنیدن گفتار او آمده اند، سخن دارد (۱۹).

از جمله اشو زرتشت می فرمایند: "من از آغاز هستی از آن چه اهورامزدا به من گفته برای شما سخن می گویم .... آن چه را که اهورامزدا به من و برای همه مردمان (بشریت) گفته است. کسانی که به این اندرزها دل بدهند و آن ها را کا بندند، از راه کردار خودشان که ملهم از اندیشۀ نیکشان است، به رسایی و بی مرگی خواهند رسید." (۲۰)

در جای دیگر در گات ها اشو زرتشت می گویند، او برای راهنمایی همه آمده است، تا مردمان را روشن کند، با داد اهورایی آشنا سازد، و بکوشد تا مردمان از بدی دوری جویند و به خوبی گرایند (۲۱). دینی را بیاموزد که برای همه بهترین دین است.

 

گات ها ابدی است: (۲۲)

گات ها وابسته به زمان و مکان معینی نیست. گفتار گات ها ابدی است. هیچ گفتاری شان نزول خاص ندارد و هیچ امری موردی نیست. از این رو در گفتارهای گات ها تضاد و دوگانگی نیست و یکپارچگی اندیشه در سراسر گات ها چشم گیر است.

از آن جا که اندرزهای گات ها کلی است و همیشه باید خرد و وجدان راهنمای آدمی باشد، در به کار بستن آن ها دشواری پیش نمی آید. آز این رومحدودیت های دست و پا گیر زمان و مکان و یا مقتضیات ویژه اقتصادی، فنی یا سیاسی مشگلی به وجود نیاورده و در ابدیت آن خدشه ای وارد نمی کند (۲۳).

 

گات ها انسانی است:

گات ها مدافع شان انسان هاست،"پرفسور هلی نلز" اصول حقوق بشر را در گات ها و در تاریخ ایران هخامنشی به روشنی می بیند (۲۴) و "همی دالا" دین زرتشتی را نخستین دین می داند که به محیط زیست و اکولوژی توجه کرده است.

در گات ها آدمیان دوست و هم کار خدا (و نه بنده یا فرزند خدا) دانسته شده اند. زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند و همه جا اشو زرتشت زن و مرد را جداگانه یا با هم و در یک ردیف مخاطب قرار می دهد. تورانی خوب را همانند ایرانی خوب می ستایند، و نزدیکی آدمی به اهورامزدا را در میزان اشویی می داند. اشویی با کار بردن اندیشه، گفتار و کردار نیک فراهم می شود.

گات ها رهبران کشوری و دینی ستمکار و نادرست را چند جا نکوهش کرده و سفارش می کند که نیکان (اشوان) باید با هم یگانه و همدل باشند و در برابر رهبران بی دادگر ایستادگی نمایند. گات ها دروغ و نموده و ریا را محکوم می کنند. حتی عمل به تقیه را جایز نمی داند. گات ها می گوید که دروغ و راستی با هم سازندگی ندارند و هیچ گونه همزیستی مسالمت آمیز بین آن ها امکان پذیر نیست (۲۵).

 

گات ها انسانی است: احوال شخصی اشو زرتشت

همان گونه که پیش از این گفتم، گات ها در باره اشو زرتشت، پیامبری او و نخستین پیروانش سخن می گوید، ولی چیزی در باره احوال شخصی اشو زرتشت پدر و مادر، همسر و فرزندان او ندارد.

در اوستای جوان تر آگاهی هایی در باره خویشان اشو زرتشت آمده است:

میدیوماه (پسر عموی پیامبر)  –  پوروچیست (دختر اشو زرتشت)  –  فرشوشتره (از خاندان ایرانی هوگاما)  –  جاماسب (از خاندان ایرانی هوگاما) - فریانا (از خاندان تورانی) - کی گشتاسب و بانویش هوتوسا (از خاندان ایرانی) می باشند(۲۶) که در گسترش دین با اشو زرتشت هم کاری کرده اند و نامشان در گت ها آمده است.

در اوستای جوان تر نام پدر و مادر اشو زرتشت پوروشسبه (پوروشسب در پهلوی) و دُغدووا (دوغدو در پهلوی) آمده است. پوروشسب از دودمان سپتمه (سپنتمان در پهلوی) و مردی معروف به دانش و اشویی بود (۲۷).

دوغدو دختر فری هیم رَوا از خاندان اشراف و مذهبی بود، حاصل ازدواج پوروشسب و دوغدو پنج پسر بود، و اشو زرتشت سومین آن هاست.

اشو زرتشت آموزش های نخستین را از پدر و دیگر دانشمندان نامدار شهر خود دریافت کرد. نوشته شده است که او ذهنی تیز و روحیه ای کنجکاو داشت و در پانزده سالگی همۀ دانش زمان خود را آموخته بود.

پس از پانزده سال بررسی و تفکر درباره آفرینش و موشکافی در آن چه که از استادان آموخته بود، بینش اشو زرتشت به آن جا رسید که بداند خدایان پنداری نادرست و نتها یک آفریننده وجود دارد که همۀ هستی ها از اوست. سرانجام، او در سن سی سالگی به پیامبری برگزیده شد.

اشو زرتشت حتی پیش از برگزیده شدن به پیامبری دیدگاه های خود را درباره روش زیست و هستی خداوند برای دیگران شرح می داد. ولی پس از انتخاب به پیامبری و دریافت پیام اهورامزدا با کوشش ویژه ای دست به کار تبلیغ شد و این کار با دشمنی شاهزادگان و روحانیون زمان منافع خود را در خطر می دیدند، روبرو گردید. روحانیون (مغان) از دریافت فدیه و قربانی برای خدایان و از باور مردمان خرافات بهره می بردند، و شاهزادگان می خواستند مردمان را در تاریکی و نادانی نگاه دارند و خود بی دردسر فرمانروایی کنند. پیام گات ها که به وسیلۀ اشو زرتشت پخش می شد، موقعیت آنان را ضعیف می کرد. 

مخالفان، شاهزادگان و روحانیون که به خدایان پنداری باور داشتند، جان اشو زرتشت را مورد تهدید قرار دادند. ناگزیر در سن ۴۲ سالگی تصمیم به مهاجرت گرفت  (امر مهاجرت اشو زرتشت در گات ها ذکر شده است (۲۸) ) که با شاگردان وفادارش به باکتریا در شرق ایران رفت و در اَن سرزمین توانست پیروان زیادی پیدا کند، از جمله گشتاسب پادشاه بلخ، و همسرش هوتوشا، دین اشو زرتشت را پذیرفتند و حامی او شدند (۲۹). در گات ها اشو زرتشت بارها فرمانروایان بدکار و روحانیون استفاده جو را که می کوشند مردم را در نادانی نگاهداشته و از آنان بهره برداری کنند، ملامت می کند (۳۰).

اشو زرتشت ۴۷ سال به همه جان و روان خود در راه آموزش و گسترش دین کوشید و سرانجام هنگاهی که سرگرم ستایش اهورامزدا در آدریان (آتشکده بلخ) بود به دست بدخواهی به نام توربراتور کشته شد.

بنا به نوشته های دینی، اشو زرتشت با هُوُوی پیوند زناشویی بست. هُوُوی یکی از پیروان او بود. از این پیوند سه پسر بنام ایستُ استره ، اورُوتت نره  و هورُچیثره و سه دختر به نام  فرینی ، تریتی  و پوروچیستا هستی یافتند.

واژه "زرتشت" از دو پاره درست شده است: "زرتا" که به معنی زرین است و "اوشترا" که از ریشۀ "اوش" به معنی روشن است و رویهم به معنی "روشنایی زرین" است. بنا به باوری نام اصلی زرتشت "سپیتامه" بوده است که از نام خاندان و بنیادگذار این خاندان گرفته شده و "زرتشت" نامی است که در هنگام برگزیده شدن به پیامبری به او داده شده است. (این نظر درست می نماید، زیرا می بینیم که نام اصلی "بودا" هم سید ذارتا بوده است و پس از دست یابی به بینش واقعی، نام بودا "به معنی روشن شده" به او لغب داده اند و به عیسی پس از پیامبری مسیح "نقدیس شده بوسیلۀ روغن" لقب دادند).

 

پیامبران قبل و بعد از اشو زرتشت:

گات ها نام هیچ پیامبری را نیاورده است، ولی اوستا از کیومرس و جمشید به عنوان "نیم پیامبرانی" که پیش از اشو زرتشت بوده اند، نام می برد. بنابه اساطیر، کیومرس که نخستین انسان بود، از سوی خدا قانونی دریافت داشت و جمشید به پیامبری خوانده شد، ولی چون او از ناتوانی های خودش آگاه بود و می دانست که به انجام این کار بزرگ کامیاب نخواهد شد، فراخوانی را نپذیرفت.

همین گونه در گات ها از نجات دهنده ویژه ای سخن نرفته است. سوشیانت در گات ها، یک نام عام است و برای نجات دهندگان بشریت بطور کلی به کار برده شده است. در اوستای بعدی، از سه سوشیانت ویژه نام برده شده است، که در جای دیگر در باره آنان سخن خواهم گفت. آن چه که باید در این جا ذکر شود این است که این سه سوشیانت همه از تخمۀ زرتشت باید باشند. بنابراین، کسانی که می کوشند پیامبر مورد قبولشان را به نام سوشیانت نامبرده در اوستا جا بزنند، در تعبیر نوشته ای که صحت خود آن مورد تردید است، تحریف می کنند.

 

چکیده آن چه در این بخش گفته ام:

اشو زرتشت دانشمندی بود که از اره خرد و پیمودن راه راستی به هستی خدای یکتا اهورامزدا با همه ویژگیهایش پی برده بود. پس از آن از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد.

کتاب مقدس "گات ها" پیام اهورامزدا و سخن اشو زرتشت است. رهنمودهای گات ها منطقی، علمی، جهانی، انسانی و ابدی است. اشو زرتشت معجزه ای نداشت و دین خود را از راه خرد و مهر تبلیغ می کرد. با بکار بردن زور مخالف بود. او دین خود را بهترین راه زندگی معرفی کرد. راهی که به شادی پیشرفت مردمان و جهان می انجامد.

 

______________________________________________________________________________

۱) یسنا  ۴۳ بند ۱۵ -  یسنا  ۲۸ بند ۱ -  یسنا  ۲۹ بند ۱ بندهای ۱ - ۲- ۴ و ۶ نشان دهندۀ رایزنی اشو زرتشت با خرد، پیش از گزینش به پیامبری است.

۲) سینا  ۸ - ۲۹ بند ۴ اشاره به خدایان پنداری می کند.

۳) یسنا  ۲۸ بندهای ۳-۵-۷- و ۸

۴) یسنا  ۴۵ بند ۸ -  یسنا  ۲۸  بندهای ۹-۱۱ (در بند ۱۱ از خدا می خواهد که به او بینش دهد) یسنا  ۳۱  بند ۸

۵) یسنا  ۲۸ بند ۱۰   

۶) این گفتگو نشان دهنده و باور دین اشو زرتشت به آزادمنشی و دموکراسی است.  همچنین در دموکراسی، به گفتگو (دیالوگ ..... - Dialouge .... ) نیاز است که در این سناریو انجام می شود.  

۷) یسنا ۲۹ بند  ۸

۸) یسنا ۲۹ بند  ۹ 

۹) یسنا ۲۹ بندهای  ۱۰-۱۱

۱۰) یسنا ۳۱  بندهای  ۳-۵-۶

۱۱) در دینکرد و زادسپرم که در سده نهم میلادی نوشته شده اند. روایات پهلوی نوشته شده در سده دهم میلادی. زرتشت نامه سده سیزدهم. و چیزهایی درباره معجزه های وابسته به زایش زرتشت، و هفت بار دیدار و گفتگو با اهورامزدا و امشاسپندان آمده است که نباید جدی گرفته شود. از دیدگاه من این نوشته ای که سده ها پس از شکست ساسانیان نوشته شده است برای این بوده که در محیطی که دین ابراهیمی برتری سیاسی دارند، دین اشو زرتشت بتواند با معجزه هایی که در آن ادیان به پیامبرانشان نسبت داده شده، همسری و برابری کرده و عقب نماند، وگرنه چرا از این دیدارها در گات ها ذکری به میان نیامده است!!

۱۲) یسنا ۳۰ بندهای ۱-۲  و یسنا ۱۲ بند ۲

۱۳) یسنا ۳۱ بند ۱۸

۱۴) یسنا ۳۰  بند ۳

۱۵) برای نمونه یسنا ۳۰  بند ۲ - یسنا ۲۹ بند ۷ - یسنا  ۲۸ بند  ۲ – در سراسر گات ها به وهومن (خرد) اشارت رفته است. 

۱۶) یسنا ۴۶ بند ۱۷ - یسنا  ۴۸ بند ۱۵ - یسنا ۵۳ بند ۱۴ – یسنا ۴۳ بند ۱

۱۷) مانند گوشت خوک که خوردن آن در شرایط غیر بهداشتی بسیار زیان آور و با پیشرفت تکنولژی در شرایط بهداشتی می تواند بی ضرر باشد. خوردن مشروب به ویژه به میزانی که خرد را زایل کند، ناپسند است.   

در یسنا ۴۸ بند ۱ آشامیدن نوشیدنی های سکرآور نکوهش شده است. همچنین نگاه کنید به یسنا ۴۶ بند ۱۴ ولی در شرایطی خوردن کم آن ممکن است از سوی پزشگ توصیه شود.

“Non-Zoroastrians in Zoroastrian Percepts : Do They Have a Place “ (۱۸

در  بانکوک این مقاله در ۱۹۸۲ در چهارمین   Louis Pinting CO. رچاپ ۱۹۸۳ د  Adi J. Davarاین مقاله نوشتۀ 

کنفرانس زرتشتیان آمریکایی شمالی در مونترال، کانادا خوانده شد.

۱۹) یسنا ۴۵ بند ۱

۲۰) یسنا ۴۵ بند ۱

۲۱) یسنا ۳۱ بند ۳

۲۲) یسنا ۴۴ بند ۱۰، همچنین به بند ۵ از یسنا ۲۸ نگاه کنید. علت تبلیغ نکردن دین بعد از حمله اعراب به ایران، این بوده و هست که دین اسلام، دین بسته ای است- هر کس می تواند وارد آن شود ولی هیچ کس نمی تواند آن را ترک کند. هر مسلمانی یا مسلمان شده ای که دینش را تغییر دهد، مرند و مهدورالدوم می شود (کشتن او واجب می شود). لهذا در ایران تبلیغ ممکن نبود و نیست. در هندوستان یکی از شرایط پذیرش پارسیان به عنوان مهاجر این بود که در رسوم دینی هندوان دخالت نکرده، تبلیغ نکنند و حتی بعضی از رسوم آن ها را (مانند ازدواج پس از غروب آفتاب) رعایت نمایند و پارسیان تا به امروز به پیمان خود استوار مانده اند.

۲۳) مثلاً در مورد روزه برای کسی که به قطب شمال یا جنوب برود، رعایت روزه از طلوع تا غروب آفتاب عملاً غیر ممکن است. و یا در اقتصاد میزان مالیات با توجه به تورم و اشتغال میزان سرمایه گذاری و عوامل دیگر تغییر پذیر است – در دین اشو زرتشت چنین دستورات دست و پا گیری وجود ندارد. در سنت زرتشتی چهار روز در ماه گوشت نمی خورند، این سنت هم در گات ها نیست.

John R. Hinnels نوشته  The Theory and Practice of Human Right  نگاه کنید به ۲۴)

(مقاله ای که در کنگره زرتشتیان جهان در ژانویه سال ۱۹۸۶ در بمبئی خوانده شد.)  

۲۵) یسنا ۳ بند ۳ - یسنا ۴۵ بند ۲ 

۲۶) یسنا ۴۶ بندهای  ۱۴ و ۱۷ – یسنا ۵۱  بند ۱۹ - و یسنا ۵۳

۲۷) وندیداد ۱۹ بند ۴، دینکرد جلد ۳۷ کتاب ۸ بندهای ۱ و ۱۴ همچنین نگاه کنید به کتاب "اسطوره  زندگی زرتشت"، "ژاله آموزگار" و "احمد تفضلی" – کتابسرای بابل تهران ۱۳۷۰ شمسی.

۲۸) یسنا ۴۶ بند ۱ و ۲

۲۹) وندیداد ۱۹ بند  ۱ – دینکرد  و جلد  ۳۷  کتاب هشتم ۱-۱۴  

۳۰) یسنا ۴۶ بند۱۱