پروفسور سید حسین نصر

آنچه که هر ملتی را به هم پیوند می دهد . جهان بینی . منش ها . و کردارها. رفتارها .نحوه بیان و برخورد با افراد است که به طور

 کلی نحوه برخوردهای اجتماعی را تعیین می کند...
در مورد ایران هیچ عاملی مانند زبان پارسی بیان کننده رفتارها و منش ها نیست.

 اگر انسان ۳۰۰ کتاب در این باره مطالعه کند هیچ یک خلع کتاب گلستان سعدی را پر نخواهد کرد .همین کلمه ادب یک

کلمه پهلوی است که وارد زبان عربی شده است. این کلمه هم معنای داشتن ادب را می دهد و هم معنای ادبیات.

 به همین جهت در ایران تداوم اجتماعی و هویت ملی بدون زبان و ادبیات پارسی قابل تصور نیست. هر چه قدر بخواهند

برنامه های تلوزیونی و مسائلی ازین قبیل درست کنند . این قبیل مسائل تا ۳۰۰ سال دیگر جای خزینه عریض و طویل زبان و

 ادبیات پارسی را نخواهد گرفت.

از طرف دیگر زبان پارسی بر خلاف نظر کسانی که در ابن چهل الی پنجاه سال پیش گفته اند و

 نوشته اند زبان بسیار آماده ای است برای بیان خرد . منطق و فلسفه.

اینجانب به لحاظ رشته درسی و مطالعاتی بارها به اساتید فلسفه بحث داشته ام اینان می گفتند چون زبان پارسی اختلاف

میان معرفه و نکره وجود ندارد پس در این زبان نمی شود بحث دقیق فلسفی کرد. 

اینها اگر بیایند و یک بار (اساس الاقتباس ) خواجه نصیر الدین طوسی را بخوانند دیگر ازین حرف ها نمی زنند.

یکی از مشکلات اساسی ما در این ۵۰ الی ۶۰ سال پیش این بوده است که در حین احیای زبان پارسی ما به شعرای درجه پانزدهم نیز

رسیده ایم ولی هنوز خیلی از آثار درجه اول زبان پارسی در زمینه های فکری .فلسفی و علوم هنوز چاپ نشده است یا اصولا اگر

 هم چاپ شده است چاپ سنگی است که به جز علمای طراز اول کسی نمی تواند آنها را بخواند.

درست است که زبان پارسی از لحاظ بیان زبان اندیشه در طی قرون و اعصار با زبان عربی سهیم بوده است ولی بلاخره گوی سبقت

 را به ویژه در این ۱۰۰ سال اخیر ربوده است .

در این ۱۰۰ سال گذشته عمده آثار فکری و فلسفی ما به زبان پارسی نگاشته شده است.

بنابراین داشتن هویت ملی بدون زبان پارسی برای ما غیرممکن است.