اگرآيين زرتشت همچنان زنده و پويامانده
به علت وجود گات هاست که دربردارنده فلسفه و اصول آيين زرتشتی استازيافت های تمدن کهن ايران در سرزمين ؛ ايست روشن و شهر

کران تاجيکستان ؛ پنجره ی تازه ای به روی تاريخ وتمدن کهن ايرانزمين گشوده است.
ايرج اديب زاده فرستاده انجمن جهانی زرتشتيان در پاريس در سفر به تاجيکستان و شهر دوشنبه، به ديدار آقای پروان جمشيدی، زبانشناس

و پژوهشگر پهنه فرهنگی ايران رفتم. دفتر اين استاد دانشگاههای تاجيکستان که تابلوی "انجمن فرهنگ باستان"

در کنار در ورودی آن ديده میشود، در محلهی خلوتی در نزديکی خيابان "رودکی"، کنار دفتر "مرکز انجمن جهانی زرتشتيان"، همچنين در

فاصله کمی تا سفارت ايران قرار دارد.

استاد جمشيدی در دفترش که پر از کتابهای، زبانشناسی، تاريخ آريايی و حوزه پهناور فرهنگی ايرانزمين است، با خوشرويی مرا میپذيرد

استاد جمشيدی بيش از ۳۵ کتاب در زمينههای پژوهشی، آموزشی، تاريخی، فرهنگ ايران، آيين زرتشتی، سنتها و آيينهای نياکان، زبانشناسی و

عرصههای ديگر علوم انسانی چون موسيقی خط سيريليک نوشته است. ايشان چندين کتاب ادبی، همچون "سفرنامهی ناصرخسرو"،

 "بخشهايی از شمس تبريزی"، "اميرحمزه" و کتابهای ديگر را هم به فارسی تاجيکی تصحيح و منتشر کردهاند. البته با آقای پروان جمشيدی برای

کنفرانس و گفتگو به کشورهای گوناگون دعوت شده اند يکی از پژوهشهای استاد جمشيدی در بارهی اوستاست که به صورت کتابی به خط

سيريليک منتشر شده و در دانشگاههای تاجيکستان تدريس میشود. ايشان "انجمن فرهنگ باستان" را در شهر دوشنبه بنيانگذاری کردهاند و در

حال حاضر رياست آن را بر عهده دارند گفتوگو با استاد جمشيدی را با موضوع مهم اينروزها در تاجيکستان آغاز میکنم: بازگشت به دبيرهی پارسی،

 که از موضوعهای داغ امروز تاجيکستان است. در اين روزها در تاجيکستان مجله زبان پارسی منتشر میشود و گفتوگوهای فراوانی در

 محافل دانشگاهی و همينطور روی وسايل ارتباطی مجازی در اين زمينه جريان دارد استاد جمشيدی، نگاه شما به بازگشت به خط نياکان و

 گسترش زبان پارسی در تاجيکستان، چگونه است؟

قبلاً بايد گفت که زبان فارسی، در حال حاضر دارای سه لهجه مهم است: زبان دری در افغانستان و زبان تاجيکی در تاجيکستان و

 فارسی امروز ايران،هرسه از يک زبان اند و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد. چون زبان مادر اين زبان، زبان فارسی قديم بوده،

 از اوستا شروع و در دورهی هخامنشی به زبان پهلوی رسيد و بعداً به زبان فارسی ميانه تبديل شد و همينطور آمده، تا به امروز

رسيده که به گروههای مختلف تقسيم شده است طبيعی است که وقتی در بين فارسیزبانان ارتباط با هم وجود نداشته باشد، واژههايی از

 زبانهای ديگر وارد آن میشوند که در بعضی زبانها باقی میمانند. به عنوان نمونه، زبان ما از سالهای قديم تا امروز، نسبت به زبان فارسیای که

 الان در ايران صحبت میکنند، تميزتر است و کمتر واژههای عربی و غيره در آن استفاده میشود. ولی در طول ۷۰ سالی که ما در تاجيکستان در

 قلمرو وروی بوديم، تاثير زبان روسی بر زبان ما خيلی نمودار است. در موارد بسياری، شما در گفتوگوی مردم، واژههايی که از زبان

 روسی وارد زبان تاجيکی شدهاند را میشنويد. ولی به هرحال، اين سه زبان دری، فارسی و تاجيکی، هرسه يک زبان هستند.

زبان را نه از روی آن که از کدام واژهها استفاده میشود، بلکه از لحاظ صرف و نحو بايد ديد. چون صرف و نحو (يا گرامر) زبان تاجيکی،

 فارسی و دری، اصلاً با همديگر تفاوتی ندارند. به جز استفاده نمودن از واژههای عربی در زبان فارسی ايرانی، زبان دری افغانستان به

 ما نزديکتر است و ما با همديگر همسايه هستيم و با يکديگر مرز داريم. البته زبان تاجيکی، همان زبان فارسی است و در قلمرو

 تاجيکستان زبان دولتی محسوب میشود و تمام داد و گرفت و ردوبدل با اين زبان انجام میگيرد. در دانشگاهها، در مکاتب، در همه جا از

 اين زبان استفاده میشود. تمام دفترداری نيز به زبان تاجيکی صورت میگيرد. البته اين زبانی که ما صحبت میکنيم، زبان فارسی است.

 ما، ايرانیها و دوستهای افغانستان که زبان دری صحبت میکنند، همديگر را میفهميم. يعنی وقتی دو شخص و يا چند نفر در معاشرت با هم،

 يکديگر را میفهمند، آن وقت زبان آنها يک زبان حساب میشود. بنابراين هرسه زبان يک زبان هستند و به جز اين، در تاجيکستان، در دوران

شوروی ما دو بار الفبا را تغيير داديم: تا انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ما با حروف فارسی (يعنی عربیاساس) مینوشتيم و میخوانديم. بعد تا

 سالهای سیام ميلادی، الفبا را به حروف لاتينی تغيير داديم و در طول چند سال، حروف لاتين جاری بود. ولی در سالهای سیام، در

 دوران استالين، ما حروف "سيريليک" (که به آن "کريليک" هم میگويند) را قبول کرديم. که حروفی است که يکی از

راهبان روم اين الفبا را برای پروتستانهای مسيحی درست کرده بودند. به اين ترتيب، ما الفبا را تا به حال سه بار تغيير دادهايم، ولی زبان به

 همان شکلی که بود، ماند و انکشاف يافت مهمترين مسئله آن است که ما توانستهايم در طول هزار سالهها اين زبان را حفظ کنيم. آن هم در

شرايطی که ما، به جز افغانستان که زبان پشتو دارد و زبان فارسی که در قسمت شمالیاش جريان دارد، ما در احاطهی ترکزبانها

 يعنی قرقيزستان، چين و ازبکستان هستيم. ولی مردم تاجيک اين زبان فارسی را نگاه داشتهاند و تا به امروز دارند ادامه میدهند.

البته زبانی که ما امروز صحبت میکنيم، نسبت به ۱۰ يا ۲۰ سال پيش، به فارسی خيلی نزديکتر است و تمام شرايط برای رشد و نمو اين زبان در

 تاجيکستان برای مردم آماده شده است. روزی نيست که در تلويزيون مسائل زبان بررسی نشود. حتی روزی هم به نام "روز زبان

فارسی تاجيکی" نامگذاری شده است که سالی يک بار جشن گرفته میشود. غير از اين، حکومت تاجيکستان و رييس جمهور تصميم گرفتهاند

که ما بايد همزمان، هم از حروف سيريليک و هم از حروف فارسی عربی استفاده کنيم و از کلاس سوم دبستان الفبای نياکان (يعنی خط

فارسِی عربیاساس) آموزش داده میشود. هماکنون جوانان زير ۲۰ سال میتوانند حروف فارسی با الفبای عربیاساس را بخوانند

چه مشکلاتی در اين راه وجود دارند؟

کردن تمام آنچه که داريم، يعنی مهر و نوشتهها و... ميليارد ميليارد دلار لازم است که ما نمیتوانيم آن را به دوش گيريم. به غير از اين، برای

 خواندن و ياد گرفتن و نوشتن، حروف سيرليک بسياری میخواهند که ما به الفبای عربیاساس برگرديم، ولی در اين دوره که ما صاحب استقلال و

 يک دولت کوچک هستيم، نمیتوانيم اين کارها را زود عملی کنيم. به اين سبب که برای دگرگون نسبت به حروف فارسی عربیاساس، خيلی

راحت تر است. به همين دليل، حکومت تاجيکستان تصميم گرفته است که هم اين حروف را بايد ياد بگيريم و هم حروف سيرليک را از دست 

ندهيمچون در طول ۷۰ سال، ما هزار هزار کتاب را از حروف فارسی عربیاساس به سيرليک برگردان کردهايم. کتابهايی مانند شاهنامه،

کتابهای کلاسيک از جامی، سعدی، حافظ، عمر خيام و...

به حروف سيرليک برگردانده شدهاند و در دسترس مردم قرار گرفتهاند. بنابراين بازگشت فوری به حروف عربیاساس ضرورت ندارد.

چون برای بار چهارم ما باز بیسواد شويم .وقتی الفبا عوض میشود، مردم حدود ۱۰ سال بیسواد میمانند و تا الفبای جديد را ياد بگيرند و به

درجهای برسند که بتوانند آن را بخوانند، طول میکشد.

يعنی کمکم بايد جلو رفت؟

بله، بايد کمکم جلو رفت.
شما پژوهشهای گستردهای در زمينهی فرهنگ و تاريخ و پهنهی فرهنگی ايران کهن انجام دادهايد. مهمترين اين پژوهشها کدامها هستند؟

 به ويژه در تاريخ نياکان و در تاريخ زرتشتی؟

و بعد از زرتشتی بخشيده است. اين کتابها از دقيقترين نگاهها به تمدن آريايی است که در حدود ۸۰۰ صفحه است و من آن را به زبان انگليسی

هم ترجمه کردهام و چاپ شده است. پنج سال پيش ما تاريخ نياکانمان، يعنی تاريخی که سههزار سال قبل داشتيم را خيلی گرامی میداريم.

اگر اطلاع داشته باشيد، رييس جمهور حدود چهار کتاب مربوط به تاريخ دوران زرتشتی، قبل از زرتشتی

غير از اين، با راهنمايی رييس جمهور تاجيکستان، ما کتاب اوستا و گاتها را به زبان فارسی تاجيکی با حروف سيرليک چاپ کردهايم.

همچنين جمعيت فرهنگ باستان ما؛ در حدود هشت همايش .ما در تاجيکستان، سال تمدن آريايی را برگزار کرديم که در يک جلسهی پرشکوه نزديک

 به هفتاد دولت جهان حضور يافتند و سخنرانی کردند. مقالههای بسياری هم چاپ شدند بزرگ در کشورهای مختلف از آن جمله در دوشنبه،

 بروکسل، هامبورگ، گوتنبرگ و فرانسه برگزار کرديم که حدود ۱۵ نفر از عالمان تاجيکستان در آن شرکت کردند و مقالههای آنان در هشت

را به حروف سيرليک برگرداندهايم و در دسترس خوانندگان قرار دادهايم. – کتابی ست به Bundahishn « جلد به نام "پژوهش در اوستا و

 ايران باستان" به چاپ رسيدند. ما همچنين « بندهشن زبان پهلوی به معنای آفرينش نخستين اعضای انجمن ما همه از فرهيختهگان و

 آکادميسنهای تاجيکستان و عالمان روشنفکر هستند و برای رشد و نمو و از ياد نبردن تاريخ نياکانمان زحمتهای زيادی میکشند و کتابهای زيادی را هم

چاپ میکنند استاد جمشيدی، در طول سالهای اخير، بازيافتهای تمدن ايران کهن، زرتشتيان، در قسمتهای مختلف تاجيکستان، از جمله در سرزم ؛

ايستروشن، (کورشکده) و به تازگی در شهر کّران در بدخشان، از زير خاک بيرون کشيده شدهاند. اين بازيافتها، به نظر شما، چه پنجرهای به

روی آيين کهن و تاريخ ايرانيان باز میکند؟

البته نه فقط در سالهای اخير، بلکه در طول بيست سال اخير، بازيافتهای خيلی زيادی پيدا شدهاند. اين موضوعها در کتابهای درسی نيز

وارد شدهاند و شاگردان ما از کلاس پنجم شروع میکنند به آموختن تاريخ است ؛ و بازيافت نويی که در کران پيدا شده، شايد يکی از قديمیترينها باشد؛

و در آن penjikent میدانيد که يکی از قديمیترين نشانههای دوران قبل از زرتشتی و دوران زرتشتی در پنجکنت شهری که در ايستروشن

به نام "كوروشکده" پيدا شده، هنوز حفريات به انجام نرسيده است. من فکر میکنم وقتی کار در آنجا تمام بشود و خزاين مربوط به دوران

 باستان پيدا بشوند، مردم تاجيکستان میتوانند آن را به تمام جهانيان عرضه کنند. در تحقيقاتی که انجام گرفته، حدود ۳۰۰ نفر از دانشمندان محل تولد

زرتشت را در تاجيکستان و سلسله کوههای هندوکيش، پامير و آسيای ميانه میدانند. البته در آن دوره، مرزهای سياسی امروز وجود نداشتند و

 تنها يک خراسان بزرگ وجود داشت که افغانستان، ايران، آسيای مرکزی را شامل میشد و تا قفقاز میرسيد. چون بخشی صحبت میکنند

 که يکی از نزديکترين زبانها به زبان فارسی و زبانهای ايرانی است ascétism ­ ­ از همزبانهای ما در "آستيا" هستند که به زبان آستی

اين بازيافتها و نشانههای تمدن کهن ايران زمين، اساساً چه اهميتی دارند؟ به ويژه در زندگی مردم؟

پيش از همه، مردم بيدار میشوند، تاريخشان را میشناسند و میدانند کی بودهاند، چه بودهاند و در کجا بودهاند و چه کارهايی کردهاند.

 تختجمشيدی که در ايران هست، نشانهای از شکوه و شهامت گذشتگان ما میباشد. بنابراين قبل از همه، مردم به آن افتخار میکنند که حوزهای خيلی

 بزرگ و فرهنگی داشتهاند. حکيم عمر خيام در باب موضوع کشش زمين با آسمان (نيروی جاذبهی زمين) چهارصد پيش از نيوتن گفته بود،

 اما شايد ما آنقدر توجه نکردهايم که اين موضوع را به اطلاع جهانيان برسانيم که يک نفر، چهارصد سال قبل از نيوتون اين کار را کرده است. يا در

بنابراين اين بازيافتها روز به روز که زيادتر میشوند، فکر مردم را تغيير میدهند، آنها را به تاريخشان نزديک میکند. آنان که امروز آزادند و استقلال

 دارند، میتوانند بيشتر به آن نزديک .دورهی اقليدوس و روم قديم از کتاب ابوعلی سينا در مورد قانون طب استفاده میکردند

شوند و راه خود را از راهی که پيشينيان ما گذشتهاند و دولتها و امپراتوریهای بزرگ و فرهنگستانهای خيلی بزرگ درست کردهاند،

 به همان راه بروند .

آيا اسلامگرايان میتوانند مشکلات يا موانعی در راه گسترش فرهنگ آريايی، به ويژه در تاجيکستان به وجود بياورند؟

فکر میکنم ما که دولتی آزاد هستيم، کسی نمیتواند راه ما را بگيرد. البته تأثير عربستان سعودی، ايران، افغانستان و دولتهای اسلامی وجود دارند.

 ولی به هرحال، ما در تاجيکستان میتوانيم به دور از اين تأثيرها، هرکاری که میخواهيم را پيش ببريم وعملی کنيم.

يکی از پژوهشهای شما، کتاب اوستا، در دانشگاه تاجيکستان تدريس میشود. ويژگی اين کتاب در چيست؟

ما در دانشگاه ملی تاجيکستان و در دانشگاه اسلاويانی يک کورس مخصوص به نام "اوستا و پژوهش در اوستا" داريم. اين کتاب را هم من ؛

 برای دانشجويان تهيه کردهام که آنها بتوانند از الفبای اوستايی، تاريخ اوستا، اهميت اوستا برای مردم ما آگاهی يابند. چون آيندهی ملت ما همين

 دانشجويان هستند و شايد از ميان آنها يکی رييس جمهور شود، ديگری کارمند ادارهای شود و اگر اين چيزها را بخوانند، میتوانند اين را در ذهن

 داشته باشند که تاريخ خوبی دارند و اوستا يکی از کاملترين الفباهای جهان است. در بدخشان، به جز زبان تاجيکی فارسی، به هفت زبان ديگر هم

صحبت میشود که در بعضی از اين زبانها ­که از قديمیترين آنها زبانهای وخانی و شاهنانی است­ حدود ۴۵۰ واژهای آن از اوستا باقی ماندهاند.

 اين باقیماندههای دوران زرتشتی در تاجيکستان بسيار زياد هستند. در سنتهای مردم تاجيکستان، از سنتهای عروسی و ديگر سنتها گرفته،

 میتوان حدود ۱۰۰­۲۰۰ سنت را نام برد که از آن دوره باقی ماندهاند و در دورهی اسلامی هم ادامه پيدا کرده و از بين نرفتهاند.

...جالب اينجاست که در گردشی در شهر ايستروشن و در شهر بدخشان، خانههايی ديديم که درون آنها همچنان آتشکدههای کوچکی وجود دارند

بله، مثلاً در بدخشان و يا کولاب، خانهها حتماً آتشکده دارند و سنتهايی ملی وجود دارند از قبيل اينکه مثلاً تف کردن به آتش را بد میدانند و هيچکس

 نبايد اين کار را بکند و يا آتش را بايد حتماً با دست خاموش کرد. البته امروز ديگر تکنيک ترقی کرده و چيزی درست کردهاند که آتش را

 با آن خاموش میکنند میدانيم که گاتاها يا گاتها در برگيرندهی سرودههای اشوزرتشت، مهمترين بخش اوستاست. تاثير مهم گاتاها را که پس

از گذشت قرنها به دست ما رسيده، شما در چه میدانيد؟

اساساً وقتی ما میگوييم که دين زرتشتی وجود داشته ، منظور همين گاتاهاست. اگر انجيل يا تورات و يا قرآن کتابهای مقدس هستند، گاتاها

 هم برابر همين کتابها ست و يکی از قديمیترين گفتههای اشوزرتشت. در روسيه، گاتاها را آقای« استيلين کامينسکی » به زبان روسی

 ترجمه کردهاند که در تاجيکستان هم در دسترس مردم قرار دارد و به فروش میرسد. اين گاتاها را ما در اينجا هم توسط "ايران باستان"

چاپ کردهايم و آقای معظم دلاور زحمت انتشار آن را کشيدهاند. غير از اين، گاتاهايی که چند سال قبل آقای وحيدی از ايران چاپ کرده بودند

 را هم وارد تاجيکستان کرديم و در اينجا آن را از نو چاپ کرديم و در دسترس خوانندگان قرار دادهايم. همچنين پژوهش حدود ۳۲ دانشمند در مورد گاتاها

 و توضيحات آنان در اين باره را در اينجا چاپ کردهايم.

شما گاتاهای برگردانده شدهی آقای دکتر آبتين ساسانفر را هم ديدهايد؟

بله حتماً. پيش از اين کتاب تازه ی ايشان برگردان کامل هفده گاتا ها ؛ کتاب ديگری در مورد گاتاها دارند که تفسير و ترجمهی گاتاهاست.

به جز اين، آقای ساسانفر استاد ما و دوست ما هستند و چند بار همراه همسرشان به تاجيکستان آمدهاند و ميهمان ما بودهاند. ايشان يکی از

 عالمان ورزيده هستند که دوران زرتشتی و دوران ايران باستان را يواش يواش زنده میکنند. اين خيلی مهم است.

پروفسور پروان جمشيدی، شما انجمن ايران باستان را هم بنيانگذاری کردهايد و خودتان رييس اين انجمن هستيد. هدفهای اين انجمن چيست؟

هدف ما، قبل از همه، در دسترس قرار دادن کتابهای دوران زرتشتی، از دوران هخامنشی تا اسلام است. يعنی تمام کتابهايی که به زبانهای ديگر،

 به زبان اوستايی، لاتين، انگليسی و... چاپ شدهاند را به زبان سيريليک ترجمه میکنيم و با يک "سرسخن" به مردم تاجيکستان پيشکش مینماييم.

 هدف دوم ما گذراندن جلسههای علمی در بارهی ايران باستان، يعنی تمام زمينههای اين دوران و نه فقط مذهب و دين، است.

 ما تمام جنبههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اين دوره را بررسی میکنيم و در جلسههای بزرگی که در تاجيکستان برگزار میشوند، 

تمام عالمان ما برآمد میکنند. اين مقصد اساسی ما است، يعنی آشنا کردن بيشتر مردم تاجيک با تاريخ خودشان.

در حال حاضر چه پژوهشی را دنبال میکنيد؟

الان ما قسمتی از دوران پهلوی را دنبال میکنيم. چون خانمی به نام "ِمهرماستر موس" در هندوستان هستند که کارهای زيادی انجام داده و

 از جمله اوستا و گاتاها را به زبان تاجيکی ترجمه کرده است، با ياری دوستی از تاجيکستان که دو سال با هم همکاری داشتهاند. ما اين ترجمه

را داريم آماده میکنيم که به چاپ برسانيم. به جز اين، انکشاف و رشد زبان فارسی در دوران غزنويان و اشکانيان را در دستور کار داريم و

 در ماه دسامبر در عشقآباد همايشی در مورد زبان فارسی در دوران غزنويان برگزار میشود، که من هم در آنجا سخنرانی دارم

...چون شما موسيقی شناس هم هستيد، پرسشی هم دارم در مورد موسيقی امروز ملت تاجيکستان موسيقی ما از همان موسيقی دوران قديم،

 از "باربد مروزی" شروع میشود. پنج سال قبل ما يک جلسهی بزرگ جمهوری داشتيم و يک همايش را به اين موضوع اختصاص داديم که در

 آن شش مقام از قديمیترين مقامهايی که از دورهی قديم، حتی از دورهی مهرپرستی باقی ماندهاند را دنبال کرديم. در آکادمی

علوم جمهوری تاجيکستان نيز بخشی وجود دارد که آقای عسگرعلی رجبزاده سرپرستی آن را عهدهدار هستند. در اين بخش بر روی موسيقی

 دوران قديم، دوران ساسانيان، سامانيان و غزنويان تا دورهی اسلام کار و تحقيق میکنند و سالی يک يا دو کتاب در اين زمينه چاپ میکنند.

آيا اين موسيقی مورد توجه نسل امروز هم هست؟

بله، خيلی! البته الان در همهی دنيا موسيقی پاپ مورد توجه جوانهاست که میتوانند با آن بالا و پايين بپرند، اما در ميانسالی به موسيقی

کلاسيک و موسيقی قديم خود برمیگردند و دوست میدارند.

پرسش پايانیام از شما اين است که بعد از سالها پژوهش، کار، تحصيلات آکادميک و تدريس در کشورهای مختلف جهان، که سفرنامهای هم از

 حاصل اين سفرها نوشتهايد، همچنين چندين کتاب، فيلم و نمايشنامه از انگليسی به فارسی تاجيکی ترجمه کردهايد،

همينطور "سفرنامهی ناصر خسرو" و قسمتهايی از کتاب شمس تبريزی، اميرحمزه و چند کتاب قديمی فارسی را به زبان تاجيکی

فارسی برگرداندهايد، بعد از تمام اين کارهايی که انجام دادهايد، چه آرزو و اميدی داريد؟

آرزو و اميد... قبل از همه، ما بسياری از کارها را هنوز نتوانستهايم انجام بدهيم. نوشتهها و کارهای زيادی در پيش دارم و اگر در آينده در

 صحت و سلامت باشم، به اين کارها خواهم پرداخت.
من میخواستم که ما بيشتر تاريخ خودمان را بشناسيم، بيشتر به تاريخ ايران باستان برگرديم و آن را در زندگی خود، در زندگی روزمرهی خود،

 نقشی بدهيم و ما بتوانيم به همان تاريخ خودمان نزديک شويم. اميد دارم که آيندهی ما خوب و درخشان خواهد بود، اگر ما خواندن کتاب،

 به دست آوردن دانش، جمعآوری دانش را از دست ندهيم. اين مهمترين چيز است، چون اگر ما اين ها را از دست بدهيم، در تاريکی راه خود

 را هيچ وقت نمیيابيم. البته، لازم است که ما به زمان حاضر هم توجه کنيم. چون هر چيزی که از تاريخ خودمان میگيريم، بايد آن را با دوران

 حاضر انطباق دهيم. که مردم فکر نکنند که ما برگشتهايم به عقب و عقب ماندهايم. ما بايد به پيش هم برويم و تکنولوژی جديد

 راهم نمیتوانيم از دست بدهيم. ولی بايد بين اين دو هماهنگی باشد.

 با سپاس فراوان استاد پروان جمشيدی