نشانه های اين تمدن و فرهنگ درخشان در گوشه و کنار اين سرزمين و نيز در موزه های بزرگ جهانی ديده می شوند .

که با پس زدن خاکستر های تاريخ از دل خاک توسط باستانشناسان بزرگ سرزمين کنونی ايران بخش بزرگی از يک واحد جغرافيايی به

 نام فلات ايران است . بدون ترديد تمدن بشری سپاسگزار نبوغ و خلاقيت مردمانی بوده که ساليان دراز در اين سرزمين زيسته اند .
ايرانی و خارجی بيرون آمده ومايه ی افتخار و اعتبار موزه های بزرگ جهانی شده اند . اما آنچه در سال های اخير در جنوب شرقی

ايران پيدا شده اند داستان ديگری دارند . اين اشيا ی به دست آمده نشان می دهد که تمدن بشری و تاريخ و سرگذشت انسان در اين منطقه شکل گرفته

 و آغاز شده . نخستين خط نخستين شهر و نخستين دولت سه تبار و پايه ی تمدن بشری در حوزه ی هليل رود به وجود آمده اند .

    

 جايی که به تمدن جيرفت نامبردار شده است . ارزش يافته های جيرفت در آن جاست که ايران را همانند ققنوسی که از خاکستر خود متولد

 می شود دوباره متولد می کند . به دليل ارزش و اهميتی که ميراث فرهنگی کهن به دست آمده در جيرفت دارد سايت انجمن جهانی زرتشتيان

 در پاريس از نگاه باستان شناس سرشناس ايرانی دکتر يوسف مجيد زاده در گفت و گوی ويژه با سايت انجمن از شکوه و جلال اين تمدن و

 اشيای پيدا شده روايت می کند . استفان فوکارت پژوهشگر فرانسوی در لوموند می نويسد کشفياتی با اين گستردگی و ارزش مانند هليل رود

 شايد  در هر قرن يک بار صورت گيرد . تازه اگر قرنی با اقبال همراه باشد پيدا شدن تمدن 5000 ساله و ثروت هاي با ارزش باستاني آن

 در حوزة هليل رود ، جنوب شرقي ايران ­200 كيلومتري تنگه هرمز­، بسياري از فرضيه ها و دانسته هاي باستان شناسان و دانشمندان جهان را

كمرنگ كرد و آنها را واداشت تمام برداشت هايشان را از شروع تمدن هاي قديمي بازنگري كنند.براي دانشمنداني كه در پژوهش هاي پيدا شدن

تاريخ وشكل گيري تمدن انسان كوشش كرده بودند ، اين امري روشن و شناخته شده بود كه شكل گيري تمدن بشري از كناره هاي رودهاي نيل ،

 دجله و فرات آغاز شده ، چون سه عنصر اصلي تمدن ­ خط ، شهر ، دولت ­درآنجا شكل گرفته و آثار آن به دست آمده اند. با كشف تمدن حوزة

دورافتاده هليل رود درجنوب شرقی ايران كه به جيرفت زادگاه تمدني كهن مشهور شد، نگاه باستان شناسان و دانشمندان به تمدن شگرفي جلب

شد كه نشان مي دهد تاريخ و سرگذشت انسان از اين حوزة هليل رود گذر كرده وشكل گرفته ، تمدني با پيشينه 5000 ساله كه در دوران طلايي

خود شهري به نام "آراتا " مركز آن بوده به وسعت چندين كيلومتر مربع كه قدمت آن به اوايل هزارة سوم پيش از ميلاد مي رسد، دوران مفرغ.

پيدا شدن اين تمدن شگرف از زير خاك با يك تراژدي همراه است ، تراژدي غارت بي سابقة تاريخ و فرهنگ باستاني ايران .

اشيايي بي نظير از تمدن 5000 ساله ايران كه توسط روستاييان به طور غيرمجاز حفاري شد و بعد به خارج از ايران منتقل و

 سپس عرضه آنها به دلالان  خارجي به شكل عير قانونيجهاني زرتشتيان در خصوص چگونگي راه يافتن خود به مطالعات مربوط به

 تمدن جيرفت چنان مي گويد: » پيدا شدن تمدني با اين اهميت  تاريخي ناشي از چند رويداد كوچك بود با ظاهر شدن ظروف ،

 جواهرات و لوحه هايي كه در آغاز من را شگفت زده كردند.


زماني بود كه من درفلات تهران در هشتگرد و ساوجبلاغ حفاري مي كردم ويكي از كساني كه با ما در اين تيم همكاري داشت خانمي از

 كارمندان سازمان ميراث فرهنگي استان كرمان بود كه به دليل يادگيري حفاري با من كار مي كرد و به همين واسطه بود كه رييس ايشان

( رياست سازمان ميراث فرهنگي كرمان) به جهت تشكر من را به كرمان دعوت كردند.گويا در آن زمان مقداري اشياء خيلي مهم

از قاچاقچيان در منطقه بردسير گرفته بودند و مي خواستند من بروم و آنها را ببينم . البته آشنايي ما به قبل از اين برمي گردد.چند ماه پيش من

يك روز در دفتررييس پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي تهران، مرحوم دكتر مسعود آذرنوش، بودم آقايي از كرمان آنجا بود

كه بسيار عصباني بود و بعد كه با او آشنا شدم فهميدم که رييس سازمان ميراث فرهنگي كرمان بوده . ايشان از اينكه اشياء باستاني بدون نظارت

 در كرمان به يغما مي رود عصباني بودند و البته سازمان ميراث ديدم در بازگشت به تهران به معاون سازمان آقاي گلشن گفتم كه اينها يك گنج كامل

است و اصولاً زادگاه تمدن همين جاست ، يار در خانه و ما گرد جهان مي گرديم . در آن زمان به دليل تخصص فرهنگي هم با اين استدلال كه

منطقه نا امن است و جان همكاران ما در خطر مي افتد كمي براي رسيدگي و شروع تحقيقات در آن منطقه تعلل مي كرد.بعد از چند ماه كه

 من به كرمان رفتم و اشيا را كرده و مي گويند: «زماني كه اشيا را از قاچاقچيان مي گرفتند من تقاضا كردم كه به من اجازه عكسبرداري داده شود

 و از تمامي اشيا عكسبرداري كردم و به محض برگشت به تهران بر اساس خاص من در اين حوزه من را به كرمان فرستادند و با شروع حفاري

 آشنايي من با اين آثار شروع شد ». دكتر مجيد زاده در ادامه صحبت به چاپ كتاب كاتالوگ جلد اول در همين مورد اشاره همان يافته ها

كتاب كاتالوگ جلد اول را به چاپ رساندم.دليل اصلي هم اين بود كه ديدم اين اشيا در بازارهاي مكارة دنيا از اروپا و آسيا گرفته و حتي در

 شيخ نشين هاي حوزه خليج فارس به فروش مي رسند . حداقل صدهزار شيء از ايران خارج شده بود و من قصد داشتم با چاپ كتاب به

اين اشياء شناسنامه داده باشم و با ارسال آن به سازمانهاي يونسكو در سرتاسر جهان در واقع تلاش كنيم از فروش غير قانوني آنها جلوگيري شود و

 همه بدانند كه اين اشيا با اين مشخصات مربوط به تمدن جيرفت است كه البته بعدها اين مسئله حتي به دادگاه هاي اروپايي هم كشيده شد.»

. طغيان هليل رود كه با گردش ناگهاني مسيرآن نيز همراه شده بود ، پرده از گورستاني قديمي در پاي تپه اي از جيرفت را بالا زد كه باز شدن

 پنجره اي به روي تمدن جيرفت را همراه داشت دكتر مجيدزاده در خصوص چگونگي كشف اين گورستان ها و اشياي باستاني

 آنها چنين توضيح مي دهد : «رود هليل رود در جيرفت يك رود سركش است كه همراه با بارندگي شديد گاه طغيان مي كند و خرابي هايي

به بار مي آورد . اين رودخانه از كنار قبرستاني باستاني مي گذشت ، كه البته نمي دانستند قبرستان بوده است و سال 1379 بود كه طغيان

 رودخانه هليل رود با تغيير جهت رودخانه و گدشتن آن از ميان قبرستان باعث تخريب يكي از قبرها مي شود .قبرها همه از رسوب بوده و

 سنگي نبوده اند به همين دليل به دليل برخورد آب فرو مي ريزند و تعدادي از ظروف داخل قبر به بيرون ميريزند. اينطور كه گفته شده گويا يك سرباز

 كه از اهالي روستاي نزديك بوده است اين ظروف را به منزل مي برد و مي گويد گنج پيدا كرده ام .البته آن منطقه همزمان يك دوره 7 الي 8 سال 

 خشكسالي و قحطي و تنگدستي مردم را نيز پشت سر گذاشته است و به همين دليل مردم روستا به اميد يافتن اشيا عتيقه

 به منطقه هجوم مي برند. مردم اين حوزه از قبل هم با يافتن گاه و بيگاه مهره و سنگ هاي قيمتي در بين گل و لاي و خاك قبرها آشنا

بودند اما نمي دانستند كه اين مهره ها كه اغلب از سنگ هاي قيمتي هم بوده است مربوط به گورستانها بوده است .

بهرحال اشياي زيادي به دلالان غير قانوني و گاه به قيمت هاي بسيار پايين فروخته مي شود و از ايران خارج مي شود .

حتي گاه پيش مي آمد كه دلالان با وانت و كاميون به در خانه ها رفته و اشيا را مي خريدندو متأسفانه مسئولين دولتي هم توجهي به

 اين قضيه نداشتند .» در حوزة هليل رود 5 گورستان مربوط به 3000 سال پيش از ميلاد پيدا شد كه بسياري از داشته هاي آنها ، پيدا شدن خط ،

شهر و دولت و شكل گيري تمدن بشري را نشان مي داد اينها در حفاري هاي غير علمي يا از بين رفته يا سـرقت شده بودند .

  

 در حراجي هاي لندن و نيويورك قيمت ها پرواز مي كرد اما در جيرفت سارقان عتيقه آنها را چند دلار يا يورو و حتي به يك

كيسه آرد مي­ فروختند.سرانجام معماي عتيقه ها فاش شد . ارتش منطقه را بست.دكتر يوسف مجيدزاده از برنامه آموزشي مي گويدكه

براي متقاعد كردن مردم محلي به ضرورت توقف حفاري هاي غيرمجاز و حمايت از كاوش هاي علمي داشته است :

« يكي از كارهايي كه ما حداقل در آن منطقه مي توانستيم انجام دهيم اين بود كه من روزهاي تعطيل هفته كه روز دوشنبه براي ما بود به

اين دليل كه ما جمعه ها بازديد كننده داشتيم وبه جاي آن يك روز وسط هفته يعني دوشنبه را تعطيل بوديم.در اين روز با روستاهايي كه در

 خودآثاري داشتند يا به آثار باستاني نزديك بودند شروع كرديم و با مسجد يا مدرسه روستا قرار مي گذاشتيم و حدود ساعت 6 مي رفتيم در

 محل با يك پرده نمايش حدود3×4 و دستگاه ويديوپروژكشن و با نمايش اسلايد براي روستاييان توضيح مي داديم . تمامي اهالي روستا هم

مي آمدند و شركت مي كردند. من تلاش مي كردم با زبان ساده و قابل جذب براي آنها صحبت كنم مثلاً مي گفتم اين اشيا مثل ناموس شما هستند ،

 شما كه مرگ بر امريكا و اسراييل مي گوييد اين اشيا به همان كشورها برده شده و همانجا به فروش مي رسند و تلاش مي كردم كه

µ احساسات آنها را تحت تأثير قرار دهم تا از اين كار منع شوند .حدود دو يا سه ساعت با تمام اعضاءهيئت مي رفتيم و آموزش مي داديم .

نتيجه بسيار خوب بود از همان صبح روز بعدتغييرات را مي ديديم . حدود 400 الي 500 شيء براي ما بازگردانده شدند.

 از ظروف سفالي گرفته تا اين اواخر كه ظروف سنگي مي آوردند . آن را در داخل كيسه سياه مي گذاشتند و با

گردن كج مي گفتند آقاي دكتر ما اينها را پيدا كرديم . من هم نمي پرسيدم از كجا پيدا كرديد .آنها از مأموران و بازخواست آنها واهمه داشتند اما

 من به آنها اطمينان داده بودم و اعتمادشان جلب شده بود .بايد در سراسر ايران اين كار را انجام بدهيم.بايد اعتماد مردم را جلب كرد و به

 آنها توضيح داد كه اين اشيا چه ارزشي دارند ، نه از جنبه ارزش فرهنگي كه بعضي مردم عامه درك نمي كنند بلكه بايد از جنبه

 حيثيتي ارزش آن را پررنگ كرد.مثلاً اگه اين اشيا در موزه باشند مردم ميان براي بازديد، پول مي دهند و وضع شما هم بهبود پيدا مي كند .

ما هم اين كار را كرديم و فكر مي كنم خيلي هم موفق بود.البته اوايل مي گفتند چرا سازمان ميراث فرهنگي يكسال ما را آزاد گذاشت اينجا را

حفاري كنيم و بفروشيم حالا كه فهميده قيمت داره مي خواد جلوي ما را بگيرد مي گفتند خود سازمان دزد است و اين مجيدزاده هم نماينده دزدهاست .

 ولي بعد به تدريج اعتمادشان جلب شد و فهميدند كه اين اشيا آن ارزش را براي ما ندارد ما بخاطر يك خشت و يا مثلا كلنگي كه به يك گوشه

 ديوار صدمه مي زند بيشتر سر يك كارگر داد مي زنيم .بهرحال در طول 6 سالي كه من اونجا كار كردم آب از آب تكان نخورد.»

ارزش تمدن جيرفت ، تمدني كه دست كم پنج هزار سال پيشينه آن است با پيدا شدن لوحه هايي با خطي كهن تر از نمونه هاي خط ايلامی،

 همچنين ساختمان پلكان عظيمي با بيش از 5 ميليون خشت كه از كهن ترين زيگورات ها يا معابد بين النهرين هم قديمي تر بوده است .

اينها دليلي شد تا نگاه باستان شناسان برجسته جهاني به اين منطقه جلب شود و از نشانه هاي بسياري كه در حوزة هليل رود به دست آمد در

 مقاله ها و كتاب هاي تازه بنويسند .اينكه جيرفت و دشت ايران نيز مراكز فرهنگي بزرگ ديگري بودند و تمام برداشت هاي آنان از

 شروع تمدن هاي قديمي بايد بازنگري شود.

 

دكترمجيد زاده سخنان خود را چنين ادامه مي دهند:«از روزي كه باستان شناسي ايران شروع شد اول جنوب غربي ايران شروع شد

 چون همسايه بين النهرين بود.اينها دنبال تاريخ مي گشتند تورات را بيابند و يا مثلاً پيدا كنند ابراهيم در كجا متولد شده است چون اين وقايع در

 همان مناطق شهرهاي اور ، كلده و ...اتفاق افتاده بود.بعد كشيده شدند به اين سوي رودخانه اروند رود در ايران ، ولي به شرق ايران

 اهميتي نمي دادند.حدود 40 سال پيش بود كه تحقيقات مربوط به شرق ايران شروع شد.سه چهار تا تپه كوچك پيدا كردند و حفريات كوتاه مدت و

هيچ نمونه خطي هم پيدا نكردند.هميشه در گزارش ها و تاريخشان شرق ايران را به جهان سوم تشبيه مي كردند كه در مقابل كشورهاي

 صنعتي دنيا قرار دارد كه مواد خام تحويل مي دهند و توليدات را تحويل مي گيرند .نه تكنيك داشتند نه صنعت.

زماني كه ما اينجا را حفاري كرديم البته يك گروه امريكايي را دعوت كرديم كه بعد به دليل مشكلاتي كه در فرودگاه پيش آمد بازگردانده شدند.

اما يكي از باستان شناسان معروف كه تپه يحيي را حفاري كرده بود،آقاي كارلوفسكي ، مقاله اش را به ما داد كه مدعي بودايراني ها

 تا زمان هخامنشي ها خط نداشتند .مردمي بودند بي سواد و يك سرزميني بوده است با حكومت هاي دست دوم زير نفوذ بين النهرين .

خب البته حفريات جيرفت همه اينها را زير سوال برد .


  پايان بخش اول­ ادامه دارد


مصاحبه از ایرج ادیب زاده


توضيحات: بين النهرين:سرزمين هاي بين دو رود دجله و فرات را مي گفتند كه امروزه شامل عراق ، سوريه ،تركيه ... مي باشد . اين تمدن را زادگاه تمدن بشري بشمار مي آوردند.كلده و اور از شهرهاي

مهم اين تمدن بودند. دكتر كارل لمبر كارلوفسكي باستان شناس و استاد دانشگاه هاروارد