جایگاه « آشوزرتشت » در ادبیات وهنر جهان ...

 

به گفته روانشاد دکتر آبتین ساسانفر؛  ۹۰ درصد فیلسوفان یونان از زرتشت به عنوان آموزگار یاد کرده و کلمات قصار او را نقل می کرده اند.

 چنان که فیثاغورث که در سده شش پیش از میلاد می زیست خود را شاگرد زرتشت می دانست. (پژوهش های تاریخی دوران زندگی زرتشت را حدود ۳ هزار و پانصد تا ۴ هزارسال پیش تخمین زده اند).

 و ارسطو گفته است که هرچه استادش افلاطون نوشته و گفته از زرتشت آموخته است.

تاثیر زرتشت تا دوران مدرن نیز درغرب ادامه داشت. تا آنجا که فریدریش نیچه، فیلسوف و متفکر آلمانی، کتاب معروف خود "چنین گفت زرتشت"

 را به نام او و از زبان او نگاشت .

قرن ها قبل از آنکه دانته "کمدی الهی" را بنویسد کتاب "اردا ویراف" با جزییات کامل سفری به بهشت و دوزخ را تشریح کرد.

آیا دانته از این سفرنامه استعاری به قلم یک زرتشتی که در شکل نهایی آن در قرن دهم میلادی چاپ شد اطلاع داشت؟ شباهت این دو

 کتاب غیرعادی است ولی در این زمینه فقط می توان حدس و گمان زد.

اما در موارد دیگر تماس و تاثیر فرهنگ زرتشتی واضح تر است. در "مدرسه آتن"، یکی از آثار رافائل در قرن شانزدهم

 زرتشت یک گوی درخشان در دست دارد. به همین ترتیب "کلاویس ارتیس"، اثری مهم در عرصه شیمی مربوط به اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ در آلمان به زرتشت تقدیم شد. 

اورسولا سیمز ویلیامز از دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه لندن می گوید:"در اروپای غربی بخصوص پس از

رنسانس زرتشت به عنوان استاد جادو، فیلسوف و ستاره شناس شناخته می شد."


 



امروز نام بردن از "زدیگ" بی درنگ نام مارک معروف مد فرانسوی را به ذهن می آورد. زدیگ را ولتر در اواسط قرن هجدم در مورد

 زندگی قهرمان زرتشتی ایرانی داستان خود نوشت

که پس از از رنج های فراوان با دلداه خود که شاهزاده ای بابلی بود ازدواج می کند. هر چند در زمان انتشار این موضوع تا حدی

عجیب بود و در وقایع تاریخی ریشه نداشت اما داستان فلسفی ولتر از توجه به فرهنگ باستانی ایران سرچشمه می گرفت که سایر پیشگامان دوران

روشنگری نیز در آن سهیم بودند. ولتر به فرهنگ ایران چنان عشق عمیقی داشت که در محافل خصوصی، دوستانش او را سعدی خطاب می کردند.

به همین منوال در دیوان غربی - شرقی گوته که به حافظ تقدیم شده یکی از فصول کتاب به موضوعات مربوط به آیین زرتشت اختصاص یافته است.



اما فرهنگ و آیین زرتشت فقط بر ادبیات و هنر غرب تاثیر نگذاشت و این آیین باستانی در موسیقی اروپا نیز حضور پر رنگی داشته است

یک نمونه بارز آن شخصیت زاراسترو (احتمالا الهام گرفته از نام زرتشت در زبان لاتین) در"فلوت سحرآمیز" یکی از آثار موتسارت است که انباشته از موضوعات و

 مفاهیم زرتشتی مثل نور و تاریکی، آب و آتش و ارجح دانستن نیکی و آگاهی بر هر چیز دیگری است. نمونه اخیر این تاثیر فرخ بولسارا یا فردی مرکوری (عضو و خواننده گروه کوئین)

است که به میراث پارسی و زرتشتی خود به شدت افتخار می کرد قصه‌ای به نام آفرینش CREATION از گور ویدال.

 

یکی از آثار ادبی که زرتشت یکی از قهرمانان اصلی آنست رمان «آفرینش » نوشته ی گورویدال نویسنده آمریکاییست

 گور ویدال آشنا و شیفته فرهنگ و پیشینه ایران زمین بود. او در رمان

 «آفرینش» شخصیتی داستانی به نام کورش سپیتما، دیپلمات پارسی، را در دو هزار و پانصد سال پیش روایت می‌کند

گور ویدال (۱۹۲۵- ۲۰۱۲ میلادی): ​نویسنده آمریکایی

لینکلن، شهر وستون، آفرینش، ساقدوش​:آثار مشهور


او سه تا شخصیت نامدار یعنی زرتشت و کوروش و کنفسیوس را در یک زمان فرض می‌کند و یک رمان بر این اساس می‌نویسد و اینها را با هم ارتباط می‌دهد.

 خبرنگار که نوه زرتشت است این قصه را بیان می‌کند و در قصه حرکت می‌کند. برای اینکه این قصه را بنویسد باید زرتشت را می‌شناخت،‌ کنفسیوس را می‌شناخت و کوروش را می‌شناخت.

رمان تاریخی "آفرینش" اثر "گور ویدال" نویسنده ی توانای آمریکایی داستان زندگی فردی است به نام "سیروس سپیتمه" یا به تلفظ پارسی :"کورش سپیدمه".
در این کتاب سیروس سپیتمه نوه ی زرتشت پیامبر است. زرتشتی که در دوران فرمانروایی داریوش اول، در بلخ می زید
.
سیروس که فرزند پدری پارسی و مادری یونانی است در سنین خردسالی در آتشکده ی بلخ شاهد قتل پدربزرگ پیامبرش به دست اقوام شمالی و یا همان تورانیان است

وی خود از این قتل عام جان سالم بدر می برد و در دربار هخامنشی تربیت می یابد.

در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی دوست صمیمی خشایارشا فرزند داریوش اول می گردد و در اواسط جوانی از جانب داریوش به عنوان سفیر رهسپار هند می شود.


سیروس سپیتمه با این که زرتشتی است و نوه ی زرتشت، اما تشنه ی حقیقت است و بزرگترین پرسش زندگی اش آفرینش است، این که جهان چگونه آغاز شد و چه کسی و به چه منظور جهان را آفرید؟


سیروس در هند با بودای سالخورده ملاقات می کند و با اندیشه های وی و پیروانش آشنا می گردد
.
او پس از سال ها به پارس بازمی گردد و دوباره به دلایل مشابهی اینبار به چین وماچین سفر می کند. در چین نیز با کنفسیوس و همراهانش همنشین می گردد
.
سیروس پس از سالهای طولانی از چین به هند و از آنجا به پارس بازمی گردد و تا زمان کشته شدن خشایارشا که پس از داریوش به مسند امپراتوری تکیه زده در پارس می ماند
.
بعد از قتل خشایارشا و به سلطنت رسیدن اردشیر اول، پس از جنگ های طولانی، قرارداد صلحی میان پارس و یونان بسته می شود که سیروس سپیتمه به عنوان نماینده ی این صلح به یونان فرستاده می شود و باقی عمر خود را تا زمان مرگ در آنجا سپری می کند
.
کتاب آفرینش به صورت املای زندگینامه از زبان سیروس سپیتمه به پسرعمه ی کوچکش دموکریتوس (همان فیلسوف معروف یونانی که برای بار نخست اتم را به جهان معرفی کرد.) نوشته شده است
.
گورویدال در این کتاب روایتی دیگرگونه و متفاوت از روایات هرودوت، از تاریخ به خواننده ارائه می دهد که شاید به حقیقت نزدیکتر باشد
.
آفرینش کتابی است که در آن مباحثی همچون تاریخ، سیاست، مذهب، فلسفه و… در قالب داستانی زیبا و دلکش به خواننده ارائه می گردد
.
خود گورویدال در جایی گفته است که همیشه ی خدا آرزویش این بوده که رمانی بخواند که زرتشت، سقراط، بودا و کنفسیوس همه در آن جمع باشند و چون چنین کتابی پیدا نمی کند، به ناگزیر خود دست به کار نوشتن این رمان می زند
.
کتاب آفرینش با ترجمه ی حرفه ای و کم نظیر آقای عبدالحمید سلطانیه، توسط نشر نیلوفر در اختیار پارسی زبانان عزیز قرار گرفته است
.