وروز امسال, خبر خوشحال کننده ای برای تاجيکان خواهدداشت.  پس از تلاش چندين سالۀ دولت تاجيکستان و خانه فرهنگ آن؛

 برای بازگرداندن گنجينۀ جيحون يا آمودريا,به آن کشور, موزه .بريتانيا موافقت کرده, چند نمونه از اشيای اين گنجينۀ منحصر به فرد,

را برای برپايی نمايشگاهی در نوروز؛ باز گرداند دولت تاجيکستان پيشاپيش اعلام کرده که اين نمونه ها ,اصل نيستندوتنها نمونه های

 نسخه برداری شده,ازاصل اين گنجينه خواهند بود.موزه بريتانيا ,به طور معمول اشيای حاضر در آنجا را که در شمار ميراث فرهنگی

 کشورهاست,به آن کشورها برنمی گرداند,اما نمونه های بدلی آن را تهيه می کند ودر آن کشورها به نمايش ميگذارد. لوح کوروش هم با همين

 روش وشرايط به ايران رفت اما اعلام نشد.

گنجينۀ جيحون يا گنج آمودريا از170 نمونه طلا ونقره,مهم ترين اشيای باقی مانده ازدوران امپراطوری هخامنشی است.

مهم ترين مجموعۀ موجود از هنرفلزکاری هخامنشی ونيزنمادهای چند فرهنگی اين امپراطوری است. زمانی که پارس ها بخش

بزرگی از جهان, ازمصرودريای اژه,تا افغانستان ودره سند را دراختيار خود داشتند اين گنجينه که از دستبند و بازوبند , پلاک های طلاونقره

 با نقش برجسته, ارابه طلايی با چهاراسب وديگر قطعات زيبا وهنرمندانه تشکيل شده ؛ متعلق به دوران هخامنشی ـ چهار تا پنج قرن پيش

از ميلاد ـ است. بين سالهای1876تا 1880,درنيايش گاهی درمنطقۀ تخت قباد درنزديکی رودجيحون ـ آمودريا نام باستانی آن ـ درتاجيکستان

امروزی ؛ توسط جويندگان گنج پيدا شد کارشناسان هنری ؛ اين مجموعۀ يگانه رابا ارزش ترين بازمانده های هنری برجای مانده ازدوران

هخامنشی می دانند. رودخانه آمودريا که ازآن در"گاتاها" ونيزدرادبيات کهن ايران ياد شده,پس از سرچشمه گرفتن ازکوه های مرزی

تاجيکستان وافغانستان,باگذرازمرزافغانستان ونيزترکمنستان وازبکستان,به درياچۀ "اورال" می ريزد.در فارسی باستان,اين پرآب ترين رود

 منطقه "وخش" نام دارد((OXUSTREASURE "است.ازهمين روی ؛ اين مجوعه بی همتا درموزه بريتانيا "جواهرات اکسوس "OXUS "ناميده

 می شد و يونانی شده آن آمودريا در کتاب مقدس يهوديان و مسيحيان نيز آمده ؛ درادبيات کهن ايران نيزجای دارد,ازجمله درغزل معروف

 رودکی می خوانيم:

بوی جوی موليان آيد همی ياد يار مهربان آيد همی                              ريگ آمو ودرشتی های آن زيرپايم پرنيان آيد همی

     

انتقال اين گنج دوران هخامنشی به موزۀ بريتانيا نيز خود داستانی دارد.در اواخر قرن نوزدهم ,يک فرمانده ارتش انگليس"کاپيتن برتون" گروهی از

 بازرگانان راکه درراه ميان پيشاور به کابل,به دست راهزنان اسير شده بودند نجات داد,به اين ترتيب گنج آمودريا,که همراه بازرگانان بود ؛ آشکارشد.

او بخشی از اشياء آن گنجينه را از آنها خريد و به بريتانيا برد,که بعد به موزه بريتانيا منتقل شد.

اين گنجينه زمانی کامل تر شد که "سراگوستوس فرانک"مدير موزهبريتانيا ؛ تکه هايی از آن ها رااز بازارهايی در راولپندی پاکستان و در نقاطی

 از هند,خريد وبه موزه بريتانيا بردگنجينه جيحون" درموزه بريتانيا به باور« جان کورتيس» کارشناس باستان شناسی وهنر ايران,قطعات يگانه ايست

 که از ترکيب طلاوآلياژی از مس ونقره ساخته شده اند.بازوبند طلايی,يا ارابه" طلايی با چهار اسب ونيز شير بالداروکاسه طلايی که درهمدان بدست

 آمده به خوبی هنردوران درخشان هخامنشی وبزرگی اين امپراطوری را نشان می دهد.هنر هخامنشی ومعماری ايرانی ادامه منطقی,همان مهارتهای

 خيره کننده وشکوه وجلال بی سابقه ايست که به طورآشکاردرتخت جمشيدوآپادانای شوش ديده می شود مصر وبابل,همينLYDIANامپراطوری

هخامنشی در 550 پيش از ميلاد,با پيروزی کوروش بزرگ, بزرگ ترين انسان تاريخ باستان؛ به وجود آمد.با پيروزی بر امپراطوری های ليديان

گسترش امپراطوری کوروش وچندفرهنگی آنها,دلايل گرد آمدن گنجينه يگانه ـ آمودريا ـ دريک نيايشگاه درمرزهای تاجيکستان امروزی است.

اززمان کشف اين گنجينه نظريه های مختلفی درباره اشيای آن ابراز شده,ازجمله درروی ارابه طلايی با چهار اسب تصويری از

خدای مصر بالباس هخامنشی,ديده ميشود,که درکنار يک سرباز هخامنشی ايستاده است يا پلاک طلايی "مرد ماد" با خنجر,با برجسته کاريهايش,

مردی را نشان می دهد که لباس او به سبک مردمان بومی ماد است.در حالی که نمونه هايی از او در سنگ برجسته های ديوارهای تخت

.جمشيد نيز ديده می شود.بر لباس – مرد ماد ­ اشيايی ديده می شود,شمشيری کوتاه بر کمر دارد وعلامتی در جلوی سينه اش گرفته که با دست

راست آن را حمل می کند هنوز هدف از ساخت و بوجود آمدن آن مشخص نشده, اما آشکار است که اين پلاک طلايی و ديگر اشيای

طلا,نقره و مس,به شکل هدايا به نيايشگاه پيشکش شده است.اين ارابه طلائی از گنجينه های بازمانده دوران هخامنشی و

ايران باستان به300 تا 500 سال پيش از ميلاد تعلق دارد واز باارزش ترين يادگارهای تاريخی به شمار می آيد.