مصاحبه اختصاصی سايت انجمن جهانی زرتشتيان با دکتر محمد حيدری ملايری در خصوص گاهشمار ايرانی خيام به مناسبت

روز جهانی خيام

 

چه کسی باور می کند خيام نابغه ايرانی که رباعياتش شهرت جهانی دارد، دقيق ترين سنجش زمانه در تاريخ انسانی

را هم درست کرده ، گاهشمار خورشيدی که تا زمان ما با پيشرفت های حيرت

آور در زمينه اختر شناسی و گاهشماری همچنان دقيق ترين است .

همين گاهشمار يا تقويمی که روی ميز کار يا

همراه ما و شما قرار دارد.به مناسبت بزرگداشت روز جهانی خيام که روز 

سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ماه خورشيدی

 برابر با ۱۸ ماه مه ميلادی بود دکتر محمد حيدری ملايری اختر فيزيکدان

نپاهشگاه بين المللی پاريس يکی ازدانشمندان سرشناس جهانی درزمينه اخترشناسی 

شامگاه ۲۰ ماه مه برابر با ۳۱ ارديبهشت ماه،

 مهمان انجمن جهانی زرتشتيان در پاريس بوددرحضور گروهی از ايرانيان .

موضوع گفتگوی اختر شناس ايرانی گاهشمارخورشيدی خيام بود، گاهشماری که

 خيام زنده کرد شکلدقيق تر شده تقويم اوستايی بود.

اونام های اوستايی تقويم ايرانی را هم زنده کرد،

فروردين،ارديبهشت ، خرداد و ديگر ماهها . دکترمحمد حيدری ملايری ۶۲ ساله

 مدت ۸ سال باتلسکوپ فضايی هابل در نپاهشگاه اروپايی شيلی به کار پژوهش بوده و اکنون هم درنپاهشگاه

پاريس آن کار را ادامه می دهند.در گفتگوی ويژه برای سايت انجمن جهانی زرتشتيان در پاريس اختر شناس

 ايرانی از اهميت و ويژگی گاهشمار ايرانی خيام می گويد:

ــ « گاهشمار ايرانی خصوصيتی دارد و آن دقت آن است وآغاز سال آن ،آغاز سال ايرانی آغاز بهار است کاری

که خيام کرده اين است که نوروز ايرانی را که يکی از نمادهای بسيار مهم فرهنگnايرانی است ،اين را به آغاز

 بهار پيوند داده است .با روشی که خيام پيشنهاد کرده از نظر گرفتن کبيسه در سال اين کار امکان پذير شده ،

يعنی بسيار دقيق تر از گاهشمارهای ديگر است و اصولاً در تاريخ طولانی ايران برای نخستين بار بوده که نوروز

و آغاز بهار به هم پيوند داده شده اند

به باور دکتر حيدری ملايری کار مهم خيام آوردن نوروز، جشن مهم ايرانی ها

 و اقوام و ملت های گوناگونی

 که نوروزجشن ملی آنهاست به روز نخست بهار بود.

ــ « در گذشته پيش از اسلام اين گاهشمار به صورت های گوناگون به کار می رفته

 است ولی سيستم ياراژمان کبيسه ای که استفاده می شده اين بوده که هر۱۲۰ سال

 يک روز به سال اضافه می کردند ، سال ۱۳ ماه داشته

و به اين طريق آنها سعی می کردند که نوروز را که جنبه های معنوی بسيار

زيادی برای ايرانيان داشته است به آغاز بهار پيوند بزنند.با اين تفاوت که اين 

کار به چند علت دقيق نبوده و خيام برای اولين بار در تاريخ طولانی

فرهنگ و تمدن ايران نوروز را به آغاز بهار پيوند داد.

فکر بوجود آمدن گاهشمار تازۀ ايرانی از خواجه نظام الملک بوده است .

ــ « بنابر گزارش هايی که توسط تاريخ نويسان آن زمان و کسانی که به زمان خيام نزديک بودند ارائه شده اين است

 که در زمان ملکشاه سلجوقی و البته با فکر خواجه نظام الملک وزير با تدبيرملکشاه، هنگامی که تصميم به اصلاح

 تقويم گرفتند بر آن شدند يک رصدخانه يا نپاهشگاه ايجاد کنند که به احتمال زياد اين نپاهشگاه در اصفهان بوده است .

خيام برای کار خودش نياز داشته که تمام ستارگان را و البته بيشتر خورشيد را نپاهش کند .جايگاه خورشيد را در آغاز

روز موقعی که هنوز ستارگان هستند و موقعی که در غروب هنگامی که ستارگان بيرون می آمدند ؛ به اين دليل که

بتواند مسير ساليانه خورشيد را نسبت به ستارگان ثابت مطالعه کند و از اين طريق بتواند طول سال را محاسبه کند و

از اين طريق بتواند آن روشی را که بعدها برای محاسبه سال های کبيسه در گاهشمار ايرانی اتخاذ کرد درمورد آن تصميم بگيرد.

 

ما برای خلفای اسلامی که به تقويم يا گاهشمار اسلامی پايبند بودند چه ضرورتی

 پيش آمد که برای اداره سرزمين امپراتوری خود به تقويم ايرانی و نبوغ

 ودانش خيام توجه کنند؟ چه اختلافیوجود داشت بين تقويم اسلامی و گاهشمار خورشيدی؟

ــ « همانگونه که می دانيد تقويم اسلامی تقويم قمری است يعنی بر مبنای

 حرکت ماه استوار است .

در اين تقويم ماه ها می توانند در تمام طول سال حرکت کنند .

مثلاً رمضان همانگونه که می دانيديک بار در تابستان است يا پاييز يا گاهی در زمستان و اين در طول سال حرکت می کند.

 و اينچنين تقويمی برای اداره يک کشور بخصوص

 کشوری بسيار گسترده يا قلمرو امپراتوری اسلامی که خليفه ها بر آن فرمانروايی می کردند مناسب نيست بخاطر

 اينکه برای جمع آوری خراج يا ماليات به طور مثال نمی توان به کشاورز گفته شود که ماه ربيع الاول يا محرم يا 

رمضان ماليات جمع خواهد شد بخاطر اينکه اين ماهها شخصيت طبيعی ندارند و حرکت می کنند و کشاورز

 نمی تواند هماهنگ شده و از اين سيستم استفاده کند.به همين علت بوده است که تا مدت ها پس از فتح

 ايران توسط اسلام ، سيستم و نظامی که برای اداره کشور استفاده می شده از گاهشمار ايرانی پيش از اسلام بوده

و نکته جالب اينکه روز مبدأ اين گاهشمار روز به تخت نشستن يزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده است و مسلمانان بيش از

يک قرن از اين سيستم استفاده می کردند.به اين علت که استفاده از گاهشمار قمری ساده برای اداره يک کشور بزرگ آسان نيست.

 

يکی ازويژگی های بوجود آمدن گاهشمار خورشيدی خيام زنده کردن نوروز بود، يکی از نمادهای مهم فرهنگ ايران .

ــ « علت اصلاح يا بازبينی اين گاهشمار را می توان دردو چيز را بيان کرد :يک علت اصلاح گاهشمار اين بوده که بتوانند

برای اداره کشور و مسئله ماليات از آن استفاده کنند . و نکته ديگر زنده کردن نوروز بود. که البته اين نکته جنبه اداری

نداشته بلکه جنبه دفاع از يکی از نمادهای فرهنگ ايران داشته است .با توجه به اين نکته که خواجه نظام الملک هم در

 اين مسئله شريک بوده و حتی شايد فکر اصلی از او بوده باشد.اگر فقط مسئله اداری بود يعنی گاهشمار را اصلاح

می کردند اينها خصوصيات گاهشمار اوستايی را زنده نمی کردند که دوباره عين گاهشمار اوستايی سال

را ۱۲ ماه سی روزه بکنند و ۶ روز را به آخر اين اضافه کنند و اسم های اندرگاه يا پنجه دزديده به آنها نام بدهند

 همانگونه که در گاهشمار قديمی زرتشتی بوده پس اين نشان دهنده اين است که نکته ديگری هم در ذهن متفکران آن

روزگار ايرانی وجود داشته است و آن زنده کردن يکی ازجنبه های فرهنگ ايرانی و دفاع از آن بوده است .


شما می دانيد خيام در رباعيات خودش تا چه اندازه به ادبيات

فارسی علاقه دارد واژگان فارسی به کار می برد.

از جمشيد و کيخسرو و اينها اسم می برد و همه اينها نشان

دهنده علاقه خيام به فرهنگ ايرانی بوده است.

و اينکه ايا اين مسئله دشمنی کسانی را برنيانگيخته ؟

 به احتمال زياد بله ، همانطور که گفتم خيام بسياری از اين بررسی

 و اصلاحات را در مدت ۱۳ سال کرد پس از ۱۳ سال با مرگ

 ملکشاه و کشته شدن خواجه نظام الملک به دست

طرفداران حسن صباح نپاهشگاه را بستند ،خيام و گروهش


را بيرون کردند و اين واقعاً در تاريخ تفکر ايران و فعاليت های اخترشناسی بسيار باعث تأسف است و

 اين گروه کوچک که کاری به اين بزرگی را انجام داده اند با آنها به اين گونه سبک رفتار گردد.

نوروز هميشه در تاريخ ايران اهميت داشته حتی خلفای اسلامی هم در آغاز آن را جشن می گرفتند.نوروز پيروزی نور

بر تاريکی است ؛ نوزايی جهان که درگاتاها کهن ترين بخش اوستا بارها به آن اشاره شده است .

ــ « خلفای اوليه اسلامی مثلاً حتی هارون الرشيد نوروز را در دربار خودجشن می گرفتند . شايد اين به دليل وجود

وزيران ايرانی در بارگاه آنان بوده اسـت مثل برمکيان و ديگران که آنها برای دفاع و نگهداشـتن و حفظ يکی از

 ويژگی های فرهنگ ايرانی از اين اسـتفاده می کردند و شايد دليل ديگر هم اين بوده که هارون الرشـيد و اين خلفا تصور

 می کردند همانگونه که شاهنشـاهان بزرگ ايرانی مثل انوشـيروان و ديگران نوروز را جشن می گرفتند اين خلفا

هم به نوعی خود را در حد آن پادشاهان و جانشين آنها بدانند و نوروز را جشن بگيرند.


(تندیس چهار دانشمند ایرانی)

و اما اهميت نوروز ، بهرحال من تصور می کنم نوروز سابقه ای بسيار بسيار طولانی دارد

 و به زمانی برمی گردد که انسان پس از زمستان بسيار

 سرد به طرف بهار می رود يا به عبارتی سردی و نازايی زمستان جای خود را به شکفتن جوانه ها و ندای پرندگان و گياهان و...

 می دهد و اين نکته مهمی است .و از طرفی چون نو شدن جهان مقوله بسيار مهمی است در آيين زرتشت بسيار به آن

 اهميت داده اند و اگر درست باشد حرفی را که مری جويس ايران شناس معروف گفته است ، ممکن است نسبت دادن و

وصل کردن نوروز و لزوم وجود جشنی برای نو شدن طبيعت با تقويم به احتمال زياد فکر خود زرتشت بوده است.

به همين علت اين مورد و از طرفی نکته پيروزی نور بر تاريکی در آيين زرتشت دارای اهميت بسيار است .

 نوزايی و نوشدن جهان را در اوستا و حتی در کهن ترين بخش های اوستا که گاتاها است بارها برمی خوريم و

 اينکه يکی از وظايف انسان در اين جهان اين است چنانکه زرتشت می گويد،گر چه عين عبارت را بخاطر ندارم

 اما مفهوم آن اين است که ( اهورامزدا چنان باشد که ما از کسانی باشيم که هر روز جهان را نو می کنند) ، يعنی

نوسازی جهان خيلی اهميت دارد و نوروز که جهان را نو می کند حتماً بايد دارای جشنی باشد و اين جشن بخاطر

اهميت آن در آيين زرتشتـی می بايست با بهار تطبيق داده می شد.و بعد از اسلام هم پدران ايرانيان اين جشن را ادامه دادند.


 در طول تاريخ بارها حمله ها شده ، حکومت هاآمدند ، رفتند ، کسانی که دشمن بودند و نمی خواستند چنين آدابی انجام شود؛

به طور مثال امام محمد غزالی يکی ازمطالبی که در کتاب خود

 می نويسد اين است که " بدترين چيزها اين است که

کسی چيزی را بفروشـد که گبران بتوانند از آن برای جشن گرفتن

 نوروز اسـتفاده کنند". و ايرانيانی هم بودند که

اينطور فکر می کردند ولی توده عظـيم ايرانيان در طول قـرن ها

عقل سليم داشتند و نوروز را جشـن میگرفتند و

می ديدند که بهار نو شدن جهان است و بايد آن را جشن گرفت و

امروز ايرانيان به اين جشن علاقه دارند و فقط

ايرانيان نيستند بلکه ملت های بسياری هستند که در قلمرو فرهنگ ايرانی بودند در آسای غربی و آسيای ميانه؛

و نوروز به زبان و به مذهب و به هيچ چيز مرتبط نيست واين جشن برای همه است و به همه تعلق داردو يکی از

ميراث های مشترک فرهنگ بشريت است و سازمان ملل نوروز را به عنوان يکی از ميراث های فرهنگی بشر به

 رسميت شناخته است.

به باور دکترحيدری ملايری پايان کار خيام در ادامه کارش در نپاهشگاه اندوهناک بود با آن اهميتی که

 اين گاهشمار در همه زمينه های اجتماعی داشت با آمدن اقوام بيگانه مثل مغول ها از بين رفتن شاهان و آمدن

 تيموريان استفاده از گاهشمار ايرانی خيام به دست فراموشی سپرده شد.

ــ « يکی از نکته های اندوهناکی که انسان در تاريخ گاهشمار ايرانی می بيند اين است که خيام با اصلاحی که کرد

دقيق ترين گاهشمار خورشيدی را بوجود آورده که نسبت به گاهشمار مسيحی که امروزه بکار می رود هر چند ۵۰۰ سال

از گاهشمار خيام جوان تر است اما گاهشمار خيام دقيق تر است اما چيزی که عجيب و مايه تأسف است اين است

که پايان کار خيام را قدر ندانستند ورصدخانه اش را بستند و اينها را بيرون کردندو يک چنين گوهری را قدر

 ندانسته که می توان گفت اصلاً به گاهشمار ايرانی توجه نکردند با وقايع اجتماعی و تاريخی حمله مغولان ، عوض

شدن شاهان ،آمدن تيموريان و...اينها گاهشمار دقيق ايرانی را به کار نمی بردند از گاهشمارهای ديگری استفاده می کردند

حتی در زمان قاجار هم گاهشمار مغولی و گاهشمار دوازده حيوانی را به کار می بردند. اولين بار در تاريخ

ايران بعد از اسلام در زمان حکومت پهلوی اول بود که مجلس ايران در سال ۱۳۰۴ تصميم می گيرد گاهشمار

رسمی ايران را گاهشماری که خيام اصلاح کرده بود قرار دهد، البته گاهشمارجلالی بود بعددر گاهشمار

خيام در طول سال وبعضی چيزهای ديگر تغييراتی دادند مثلا در گاهشمار خيام ۵ روز به آخر سال اضافه می کردند

اما اينها در ۶ ماه اول سال ماه را ۳۱ روز قرار دادند به اين دليل که بهار و تابستان طولانی تراز پاييز و

زمستان هستند و اين برای اولين بار در تاريخ پس از اسلام در ايران بود و اين بسيار بسيار با ارزش است و در

اينجا بايد نام ببرم از کاری که تقی زاده کرده و در تصويب و گزينش اين گاهشمار ايرانی سهم بسيار مهمی داشته

 بخاطر اينکه خودش متخصص گاهشماری بوده وکارهايی که در تاريخ گاهشماری ايرانی اوستايی کرده ،

 البته پژوهش های جديد انتقادهای بسيار زيادی نسبت به کارهای تقی زاده دارند ولی اين کار که دوباره گزينش

 و زنده کردن گاهشمار قديمی خيام است بسيارمهم و قابل تقدير است.

ويژگی مهم گاهشمار ايرانی خيام مذهبی نبودن آن است .

ــ «اين بسيار مهم است که گاهشمار ايران مذهبی نيست ، آنطور که اشاره کردم ممکن است در سال های بسيار

 قبل برای زرتشتيان مسئله نوروز يک جنبه مذهبی داشته ولی برای تمام کسانی که الان نوروز را و آغاز سال را جشن

 می گيرند اصلاً جنبه مذهبی ندارد و اين يکی از خصوصيات بسيار مهم گاهشمار ايرانی است.

پرسش اين است چرا گاهشمار ايرانی با وجود جايگاه والايش به ويژه دقت و خرد گرايی اش در غرب چندان شناخته شده نبوده است؟

ــ « چيزی که در کار غربی ها بوده تا مقدار بسيار زيادی از مردم حتی پژوهشگران، گاهشمار ايرانی را با گاهشمار قمری

مخلوط می کنند و تصور می کنند گاهشمار ايرانی گاهشمار اسلامی است در صورتی که چنين چيزی نيست البته نکته ای

که اشاره کرديد کاملاً درست است ،بله توجه نشده ولی فکر می کنم در سال های گذشته از چند سال پيش توجه بيشتری

 شده و مقاله هايی که منتشر شده ، من خودم هم در اين زمينه يک سهم بسيار کوچک داشتم و در جاهای مختلف در

 مورد گاهشمار ايرانی مقاله منتشر کردم والان کسانی که متخصص گاهشماری هستند به اين گاهشمار

ايرانی نه تنها توجه دارند بلکه ارزش و اهميت دقت آن را می شناسند.

با پيشرفت های حيرت آور کنونی درزمينه اختر شناسی و گاهشماری بر

 اساس پژوهش های دکتر محمد حيدری ملايری  همچنان می توان مقايسه ای

 کرد بين آنچه که خيام بوجود آورده با آنچه که امروز در جهان علم و

 پژوهش بوجود آمده است .

ــ «چيزهايی را که مقايسه می کنيم بايد قابل مقايسه باشد.

 وقتی ما کاری را که خيام در گاهشماری کرده با کاری که الان

در گاهشماری ميشود، مقايسه کنيم با توجه به دستاوردهای امروز علمی اختر شناسی ، 

طول سال چيزی که خيام طول دقيق سال را نمی توانست بشناسد بخاطر اينکه ابزارها را نداشت قانون گرانش

را نيوتن هنوز اعلام نکرده بود،  لاپلاس نيامده بود معادلات خودش را بياورد، مکانيک آسمانی نبود،

اويلر نيامده بود و بسيار بسيار کسانی که در

اين زمينه کار کردند ما الان می توانيم طول دقيق سال را از سه هزار پيش تا سه هزار سال آينده دقيقاً محاسبه کنيم

کاری که خيام نمی توانست بکند ولی وقتی که وارد محدوده گاهشماری يعنی تقويم ميشويم که چطور سال های کبيسه را

 می گيريم ،کاری که خيام کرده بر اهميت خود باقی است و کار بسيار پر ارزشی کرده و اين ربطی ندارد به پژوهش هايی

 که هم اکنون می شود ولی امروز طول سال را ما می توانيم با ساعت های الکترونيک و با ساعت های اتمی دنبال کنيم

 و اينها چيزهايی بوده که خيام و آن زمان نمی توانستند بکنند حتی ما ۵۰ سال پيش هم نمی توانستيم بکنيم ولس

 آن چيزی که مربوط ميشود به اصل مطلب وآن راژمان و سيستم کبيسه ای که خيام ايجاد کرده وآن دوره

چرخی ۳۳ ساله ای را که بوجود آورده بخاطراينکه گاهشمار و تقويم هميشه هماهنگ با سال خورشيدی بماند اين کار

 خيام هميشه از اهميت فوق العاده ای برخوردار است.

وحرف آخر اينکه در پاريس کتابی منتشر شده به زبان فرانسه با نام اختر شناسان بزرگ جهان ؛ در صفحه نخست آن

اين جمله را از خيام نابغه ايرانی اختر شناس و شاعر رباعی های زيبا می خوانيم :


درآرزوی روزی هستم که رصدخانه ای داشته باشم و باغی پر گل ، آسمان را سير کنم با جامی در کف و زيبا رويی در کنار.