* سوء تعبیر ازدوگانگی اخلاقی زرتشت که منجر به خطای دو خدایی شده است

 

در تمام بخشهای اوستا اهریمن نورد نکوهش وسرزنش مزدیسنا قرار می گیرد و آن ایزدی که دراین بین پیروان راستی از آن به یگانگی و خشنودی یاد میکنند اهورامزدا یا اورمزد است.

 



زرتشت می گوید:"ای اهورا مزدا هنگامی که تورا با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم و با دیده دل به تو نگریستم،دریافتم که تویی سرآغاز و سرانجام همه چیز،تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی پاکی و داور و دادگر همه کردارهای مردمان"


 

آنچه به یکتا پرستی مزدیسنا شکوه ویژه ای می دهد تصویری است که در این آیین از سیمای خدا کشیده شده به عبارت دیگر این تصویر تصویری نیست که انسان ابتدایی غارنشین کشیده باشد بلکه تصویری است که به دست استادانی چون داوینچی و رافائل کشیده شده، از آن مهمتر آن است که خدای زرتشت مانند خدای ادیان ابراهیمی خشمناک نسیت که دور از دسترس آدمیان باشد بلکه همه می توانند از طریق راستی به او نزدیک شوند و چون یک دوست با او روبه رو گردند.

 

در این باره دورانت می گوید: در زمانهای گذشته که دین از دست پیغمبران خارج شد و در اختیار سیاستمداران قرار گرفت، خدای بزرگ به صورت موجود عظیم الجثه ای در آمد که عظمت هولناکی دارد. بزرگترین کاری که به دست زرتشت انجام گرفت آن بود که خدای خود را به صورتی بیان کرد که برتر از همه این حرفهاست.

 

اما با این حال عده ای از نویسند گان یا در اثر ناآگاهی و یا غرض آیین زرتشت را دوگانه پرستی معرفی می کنند. مثلا نیبرگ در کتاب کیشهای ایران باستان باور دارد که در آیین مزدیسنا دو خدا وجود دارد،خدای روز که اهورا و خدای شب که نامش اهریمن است. حال آنچه نیبرگ آنها را دو خدا می خواند،جلوه ی دو نیرویی بیش نیست که تنها در زندگی دنیوی ما به ریخت (شکل) درآمده اند و ضد یکدیگرند و این دو نیرو انگره مینو و سپنتا مینو هستند.

 

انکتیل دو پرون  قدیمی ترین مترجم زند و اوستا در کتاب خود موسوم به تحقیقات و مراسم آیینی زرتشت، آیین پارسیان را چنین شرح می دهد: نخستین عقیده مذهب زرتشت این است که سرور همه نیکی ها را می شناسیم و می پرستیم آن سروری که مبدا راستی و درستی است. یعنی اهورا مزدای یکتا و آفریننده سراسر موجودات را با تمام پندار و گفتار و کردار نیک با جسم و روح پاک سپاس و نیایش می کنیم. آن ایزدانی را که پاسبانی می کنند جهان را، ما آرزومندیم آن صفات ایزدی را در کردار روزانه خود بجا آوریم تا آن ترتیب و نظم که در همه کائنات وجود دارد در زندگانی ما نیز حکمفرما گردد و در هر حال اهورامزدا آفریننده یکتای کل و قادر مطلق را در نظر داشته باشیم و با تمام قوا هرگونه بدی و زشتی را از تن و روان خود دور داشته و همواره برای جلال و عظمت مزدا در کار و کوشش باشیم و بنای ظلم و زشتی و اساس بدی را از جهان براندازیم. در سراسر تاریخ مذهب زرتشتی هیچگاه اشاره ای که اهریمن مورد ستایش قرار گرفته باشد وجود ندارد. از طریق دیگر اعتقاد به دو مبدا یا دو خدا به معنی این است که هر دو مورد پرستش و جاودانی باشند!

در حالی که همه روایات دین زرتشت حاکی از آن است که در پایان اهریمن از میان خواهد رفت. اما از لحاظ فلسفی، اخلاق دوگانگی مانند سایر ادیان بزرگ ؛ وجود دارد. البته در اوستا نیکی در برابر بدی و سپنتامن در برابر انگرمن شناسانده شده نه در برابر اهورامزدا.

 

هاشم رضی در کتاب راهنمای دین زرتشت : اگر خداوند تنها نیکی است و نیکی می گستراند پس بدی و تیرگی از کجاست و پریشانی و زشتی را که آفریده؟ زرتشت راز مسئله نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی و اخلاقی با شگفتی خاص می گشاید و آن را با الهیات نمی آمیزد. خلقت جهان و انسان به وسیله مزدا انجام یافته اما دو مینو یا دو اصل متضاد از خواص ماده یا ذهن و اندیشه آدمی هستند. زرتشت می گوید نیکی و بدی دو اصل مینوی و ذهنی است یعنی وابسته به منش یا نیروی اندیشه می باشد و این اندیشه آدمی است که نیکی، بدی، زشتی، زیبایی، افزونی و کاستی را می سنجد وگرنه خود وجود یا بودی ندارد و پروردگار یکتا چیزی را دراصل بد و خوب نیافریده.

 

در مجموع می توان گفت آیین زرتشت دوگانگی (ثنویت اخل) اقی است نه دو خدایی. ولی با تمامی این تفاسیر عواملی باعث شده اند که کیش زرتشت در نظر برخی ایرانیان و محققین دنیا به دوگانگی شهرت یابد. مهمترین عوامل پیچیدگی در زبان اوستا سبب گیچ شدن پژوهشگران شده و یکی دیگر از عواملی که سبب سوء تفاهم ثنویت در آیین مزدیسنا شده عملکرد مذهب زروانی است که در عصر ساسانیان در میان طبقات عالی کشور رواج داشته و با آیین زرتشت برخورد پیدا می کرده . در این مذهب زروان پدر هرمزد و اهریمن به شمار می رفته است و بدین ترتیب دوگانگی را تثبیت کرده در صورتی که در کتب زرتشتیان زروان آفریده ی اهورا مزدا محسوب شده است.