لوپوئن : در طول تاریخ « ایران» بارها از خاکستر خود سر برآورده است .

نخستن امپراتوری جهان نقطه اوج یک قدرت ؛ داریوش شاه شاهان ؛ زمانی که تخت جمشید فانوس راهنمای جهان بود ؛مانی پدر مانویت ؛

 زرتشت اینگونه می زیست .

هفته نامه فرانسوی « لوپوئن » ضمیمه هشتاد صفحه ای ویژه خود را با عنوان « پارس » به  امپراطوری پارس و سیر تاریخی تمدن ایران از دوران هخامنشیان و ساسانی تا دوران کنونی اختصاص داده است . روی جلد این هفته نامه معتبر فرانسوی در کنار تصویری از کورش بزرگ نوشته شده « داریوش ؛ پرسپولیس ؛ زرتشت ؛ تشیع ؛ اصفهان .... بیداری یک تمدن بی مانند.»

امپراتوری هخامنشی و ساسانی و گذشته تمدن باشکوه باستانی ایران برای نشریات فرانسوی به نوعی تجلیل از بزرگ ترین امپراتوری دارای ساختار دولتی تاریخ جهان به شمار میرود و گیرایی این بخش از تاریخ ایران زمین برای اروپاییان هرگز تکراری نبوده و پایان نیافتنی ست. این ویژه نامه لوپوئن در مورد تمدن درخشان کهن ایران برای ما ایرانی ها نیز نکته های ناگفته زیادی به ارمغان آورده. سه ماه کار ؛ چهار گزارش بزرگ ؛ چندین چهره ؛ گفت و گوی پنج روزنامه نگار ؛ پنج کارشناس و تاریخنگار و یک عکاس برای یک ویژه نامه استثنایی زیر نظر « پی یر بریان » تاریخ دان و کارشناس ایران باستان ؛ حاصلش  این ویژه نامه پارس است.



ساتراپ های امپراتوری پارس از دیوار چین تا اهرام فراعنه

لوپوئن نخست به گستردگی ایران در زمان امپراتوری کورش و داریوش پرداخته و می نویسد : « اگر امروزسرزمین باقیمانده ایران نزدیک به  سه برابر خاک فرانسه محدود می شود ؛ این بازمانده همان تاریخی ست که زمانی امپراتوری های آن بیش از ده میلیون کیلومتر مربع را تحت فروانروایی خود داشتند به نوشته لوپوئن: « قدرت سیاسی - نظامی این امپراتوری از دیوارچین تا تا اهرام مصردرامتداد سرزمین های یونانی توسط 12 ساتراپ  اداره می‌شد.» ومی‌نویسد:« ساتراپ‌های امپراتور که ازنجیب‌زادگان نزدیک به دربارانتخاب می‌شدند مسئولیتی به مراتب وسیعتر‌ترومقتدرتر ازاستانداران امروزین درجهان غرب برعهده داشتند..

لوپوئن می‌افزاید: یک رشته شاه‌راه‌های مُهم ؛ همه ساتراپی‌ها را به مراکزقدرت امپراتوری در"اکباتان"، "شوش" ویا "پرسه‌پولیس" مرتبط می کرد. ‌لوپوئن دربخش دیگری از گزارش خود می‌نویسد: پس ازحمله اعراب به ایران، ایرانیان نفوذ خود را به طوربیسابقه ای برجهان اسلام نیزگستردند. ‌بهترین شعرا ودانشمندان دردنیای اسلام ازایران برخواسته‌اند مانند، حافظ یا فردوسی و درزمینه علوم مانند پورسینا یا خیام وشهرهای جواهرگونه‌ای مانند أصفهان برکشیده شده دوران های درخشان تاریخ ایران است  که درزمان خود لقب "نصف جهان" به خود گرفته‌اند. ‌"

«آرمین عارفی" یکی ازروزنامه نگاران  درمقدمه‌ی ضمیمه لوپوئن می‌نویسد: ایران همیشه ازورای فرازونشیب‌ها تاریخی "ققنوس‌وار" ازخاکسترخود سربرآورده است. ‌علی‌رغم اسلامی شدن ؛ ایرانیان توانسته‌اند به همت شعرا و نویسندگان خود زبان فارسی را، و ازطریق آن، رابطه‌ی رازآلود خود با عشق واشتیاق را حفظ وحتی گسترش دهند.


تلاش جوان های امروز ایران برای بازگشت به فرهنگ و تمدن گذشته

 ‌"آرمین عارفی" یکی از روزنامه نگاران این ویژه نامه می نویسد:« با گذشت 38 سال ازانقلاب اسلامی ظاهراً تلاش‌های حاکمان تازه برای نفوذ و تغییراین فرهنگ بیهوده بوده است. ‌امروز درایران تلاش‌های بازگشت به تاریخ ایران باستان هرگزاین چنین زنده و پویا نبوده است.» ‌به نوشته لوپوئن:« علی‌رغم تصویب قوانین متحجرانه قشرجوان دختران و پسران ایرانی، که هفتاد درصد جامعه را تشکیل می‌دهند، نمونه‌های یکی ‌ازمدرنترین جوامع خاورمیانه به شمارمی روند.».

نویسنده‌ گزارش که در تهران با جوان ها گفت و گو کرده می نویسد:« یک دخترجوان مدرن ایرانی به نام "آزاده" به من می گوید: اگربه نقشه جهان نگاه کنید متوجه می‌شوید که چگونه با آمدن اسلام ؛ ما ایرانی‌ها عظمت و تمدن خود را ازدست داده‌ایم.

نویسنده می افزاید:« واقعیت عینی درایران امروزاین است که ازسال‌ها پیش نماد های گوناگون ایران باستان چهارگوشه کشوررا دربرگرفته است، حتی وقتی به آپارتمان‌های خصوصی می‌روید با دیوارهای مملوازنمادهای تمدن باستانی ایران و ستون‌های کاخ های باستانی این کشورکه بازتولید شده اند رو به رو می شوید .»

  هفته نامه معتبر لوپوئن؛ در ویژه نامه ی پارس خود ؛ آغاز شکوفایی تمدن ایران را با تشکیل امپراطوری هخامنشی همزمان می داند و به معرفی عناصر هنری، معماری و مذهبی این دوره اشاره دارد 

عناوین مطالب این بخش عبارت است از: نخستین امپراطوری، نقطه اوج یک قدرت، داریوش شاه شاهان، وقتی تخت جمشید، فانوس راهنمای جهان بود، مانی: پدر مانویت، زرتشت اینگونه می زیست، نگاهی به گوهرهای ایران در موزه لوور، گنجینه تاج های پادشاهی ایران (ثروتی بزرگ در اختیار بانک مرکزی ایران).

 بخش دوم این ویژه نامه  که شامل ورود اسلام به ایران است به بررسی ارتباط میان دین اسلام و فرهنگ ایرانی پرداخته و چگونگی اثرگذاری متقابل اسلام و فرهنگ ایران باستان را مورد تحلیل قرار می دهند. تعاملی فرهنگی که در پی خود سبب ایجاد فرهنگ ایرانی- اسلامی می شود و شامل عناوینی همچون: سرنوشت شگفت زبان پارسی، ققنوس ایران، ایران شیعه می شود، رویارویی با اهل سنت، می خواستند در اصفهان بهشت بسازند، و قالی های ایرانی..

در پایان بخش سوم، ابتدا طی مصاحبه ای با یان ریشارد، استاد بازنشسته دانشگاه پاریس به معرفی توسعه مدرن ایران پیش از انقلاب اسلامی پرداخته و سپس با ترسیم چشم اندازی کلی از ایران امروز به تبیین برخی شاخصه های نوین ایران می پردازد. همچنین در انتهای این قسمت تحت عنوان راهنمای ایران چند جاذبه گردشگری ایران معرفی کرده است است ویژه نامه ی هشتاد صفحه ای هفته نامه لوپوئن بخش بزرگی را نیز به جامعه کنونی زرتشتیان ایران ؛ اندیشه های زرتشت ؛ نماد فروهر و گفت وگو با موبدان زرتشتی در یزد اختصاص داده است .

 تاریخ رمزآلود به جای مانده از مامن شاهدخت پارس« نیک‌بانو»                                               

و آتشی که هرگز خاموش نشده .                                                                                   

آرمین عارفی فرستاده ویژه لوپوئن در سفری همراه عکاس هفته  نامه فرانسوی به یکی از مکان های مورد علاقه و احترام زرتشتیان در شهرستان اردکان و در استان یزد رفته است . جاده ای در بیابان های یزد و رسیدن به منطقه ی « چک چک » که به آن « پیرسبز » نیز می گویند . وی می نویسد : «جاده بیابان یزد هرگز به پایان نمی رسد. تنها تعداد اندکی از لاستیک هایی که در حوضچه ها منفجر شده اند، به حضور انسانی شهادت می دهند. ابر شن و ماسه به طور ناگهانی به اتومبیل ما می خورند ؛ از دور شبح یک کوه دیده می شود  ؛ یک مسیر پیچشی سرانجام به « پیرسبز»  می انجامد، که در آن هزاران خانه مکعب شکل از آجر زرد دیده می شوند . همراه ما؛ رسیدن  به چک چک را خوشامد می گوید . اینجا یکی از زیارتگاه های مهم زرتشتیان است "تفکر خوب، گفتار خوب و رفتار خوب سه فرمان زرتشت در اینجا تجلی دارد : « گفتار نیک پندار نیک کردار نیک » . فرستاده ی لوپوئن می نویسد :«  گفته می شود که نام چک چک از صدای قطره های آبی گرفته شده که از صخره ای می چکد و اکنون به درون یک منبع ذخیره آب هدایت می شود . بنا به باور زرتشتیان در زمان حمله ی اعراب به ایران که به سقوط پادشاه ساسانی « یزدگرد سوم  » انجامید شاهدخت پارس« نیک بانو» دخت شاه که از دست سپاه اعراب گریخته بود  در این مکان مخفی شده و از هجوم عرب ها به آن جا پناه آورده  و اهورا مزدا او را نجات داده  است  . به باور زرتشتیان درون معبدی که در این مکان کوهستانی هست آتشی وجود دارد که۲۵۰۰ است که خاموش نشده ؛ هر آتشی از آتش قبلی روشن شده و همه ی شعله ها از آتشی ست که زرتشت روشن کرده است .»  فرستاده هفته نامه فرانسوی از مراسمی نیز می نویسد که « پیروان قدیمی ترین دین جهان همچنان برپا می کنند و تلاش می کنند آن ها را زنده نگاهدارند.