کریم‌خان زند در روزگار کوتاه پادشاهی خود توانست سازه‌ها و بناهای بسیار باارزشی پدید آورَد. هر کدام از آن سازه‌ها شکوه و

زیبایی بسیاری به پایتخت او شیراز، بخشیده‌اند. هر چند حکمرانان قاجاریِ پس از او، با کینه‌توزی شگفت‌انگیزی

آسیب‌ها به سازه‌های روزگار زندیه زدند اما هنوز هم می‌توان بخش فراوانی از زیبایی و دل‌انگیزی شهر شیراز را

برآورده‌ی خانِ زند دانست. یک نمونه‌ی آن «ارگ کریم‌خانی» است که استوار و پابرجا، سایه افکنده و قامت برافراشته است.



نمای بیرونی ارگ کریم‌خانی بیش از اندازه ستبر به گمان می‌رسد و هیچ جای آن آرایه‌ای که از ستبری نما بکاهد، دیده نمی‌شود.

اما فضای درونی ارگ به تمامی دیگرگون (:متفاوت) است و در ساخت آن ظرافت و زیبایی باریک بینانه‌ای به کار رفته است که شگفتی می‌آفریند و

چشم‌ها را خیره می‌سازد. از این‌روست که ارگ کریم‌خانی را سازه‌ای درون‌گرا دانسته‌اند و آن را تاثیر گرفته از شیوه‌ی استادان معمار اصفهانی برشمرده‌اند.

به‌راستی هم کریم‌خان زند پس از دیدن ساختمان‌ها و سازه‌های صفوی شهر اصفهان بود که دستور ساخت بناهای پایتختش را داد.

یکی از آن بناها همین ارگ است که ساختمانی برای زندگی او و خانواده‌ی سلطنتی‌اش شد. سبب نام‌گذاری آن به ارگ کریم‌خانی نیز همین بود.


پس از آنکه بازماندگان کریم‌خان به جان هم افتادند، آغامحمدخان قاجار از فرصت به‌دست آمده سود برد و با پشتکار بسیار دولت زندیه را

سرنگون کرد و خود و ایل‌اش بر ایران چیره شدند. خان قاجار کینه‌ی بسیاری از کریم‌خان و زندیان داشت. از همین‌رو تا آنجا که از

دستش برآمد در دوره‌ی کم‌دوام پادشاهی‌اش به بناهایی که کریم‌خان برآورده بود، آسیب زد. نمونه‌ای از آن آسیب‌ها به ارگ کریم‌خانی

را پس از این خواهیم گفت. فرمانروایان دیگر قاجاری نیز گاه چنین کردند و گاه نیز آرایه‌هایی به ارگ کریم‌خانی افزودند. برای نمونه،

عبدالحسین خان فرمانفرما، در زمان حکمرانی‌اش در فارس، دستور داد مینیاتورهای فضای درونی ارگ را بازسازی کنند.

اما دیگران به پسند خود دست کاری‌هایی در فضای درونی ارگ انجام دادند که همسان با دیگر بخش‌ها نبود و نمایی نازیبا داشت.

از همه بدتر آنکه برخی نقاشی‌های دوره‌ی زندیه را تراشیدند و دستور ساخت آرایه‌های دیگری به جای آن‌ها دادند.

فرمانروایان قاجاری شیراز، از این ارگ برای سکونت خود و پیرامونیانشان بهره می‌بردند.

در روزگار پهلوی نخست و دوم  از این ارگ زیبا به عنوان زندان استفاده می‌شد. به دنبال بنیانگذاری شهربانی کشور،

ارگ کریم‌خانی کاربری زندان یافت. از این‌رو برخی دگرگونی‌ها در درون ارگ پدید آوردند تا برای فضای زندان مناسب باشد.

افزون‌بر این که خواه ناخواه آسیب‌هایی به ارگ زده شد. این شیوه ادامه داشت تا آنکه در سال 1350 خورشیدی،

ارگ کریم‌خانی را به وزارت فرهنگ و هنر واگذار کردند. بدین‌گونه کوشش‌هایی برای نگهداری از آن از سوی دفتر فنی حفاظت آثار باستانی آن وزارتخانه انجام گرفت.

اکنون نیز سازمان میراث‌فرهنگی استان فارس از این ارگ تاریخی نگاهبانی می‌کند و کارهای مرمتی و بازسازی آن را انجام می‌دهد.

این ارگ سلطنتی در زمینی به گستردگی 12800 متر مربع و زیربنای 4 هزار متری ساخته شده است. کریم‌خان برای ساخت ارگ زبده‌ترین و

برجسته‌ترین استادان معمار کشور را فراخواند و بهترین مصالح را در اختیار آنان گذاشت تا در اندک زمانی ارگ را بسازند و در اختیار او بگذارند.

طرح و نقشه‌ای که استادان معمار ارگ به کار گرفتند آمیخته‌ای از دو معماری مسکونی و نظامی بود. فضاهایی در درون ارگ دیده می‌شود که کاربردی برای

گذران زندگی و باشندگی دارند و از سوی دیگر فضاهایی نیز به کار گرفته شده است که از ارگ سازه‌ای نظامی وار می‌سازند. این شکل نظامی و دفاعی ارگ را در نمای بیرونی آن به روشنی می‌توان دید.


یک نمونه از مصالح به کار رفته در ارگ، سنگ مرمرهایی است که از تبریز به شیراز آورده شده بودند.

بیشتر بنا برآورده از سنگ و آجر است. سنگ آهکی که در ساخت ارگ به کار رفته است به سنگ آهک‌های گندمکی آوازه دارند که پایدار و مقاوم هستند.

برای دفاع و نگاهبانی آسان‌تر از ارگ، به روش پیشینیان دور تا دور آن را خندقی کنده بودند. اکنون از آن خندق اثری نیست.

دیوارها را نیز بسیار ستبر ساخته‌اند بدان اندازه که پهنای دیوارها در بخش فرازین آن به 12 متر می‌رسد. این مایه از پهناوری بدان

سبب بوده تا بتوانند در لبه‌های دیوار جان پناه‌هایی برای نگاهبانان ارگ بسازند یا اگر جنگ و یورشی روی داد سربازان از آن

جان پناه‌ها امکان تیراندازی و دفاع از ارگ را بیابند.

در چهارسوی ارگ 4 برج و بارو دیده می‌شود. این برج‌های آجری بلندایی 14 متری دارند و هر کدام 3 اشکوبه‌ای(:طبقه‌ای) ساخته شده‌اند.

به کمک راه‌پله‌های دَوَرانی می‌توان از اشکوب‌ها بالا رفت. در هر کدام از برج‌ها نیز دو اتاق ساخته‌اند تا هم جایی برای بیتوته و استراحت

نگهبانان وجود داشته باشد و هم جایی برای ذخیره و نگهداری اسلحه‌ها. نکته‌ی درخور یادآوری این است که با گذشت زمان برج خاوری ارگ بر

اثر نم و رطوبت کج شد. گویا این کجی چنان است که اکنون برای بازدیدکنندگان و گردشگران ارگ، جاذبه‌ای تماشایی شده است و چه‌بسا در

ذهن آنان یادآور برج کج پیزای ایتالیا نیز باشد!


این نیز گفتنی‌‌ست که هنگام ساخت ارگ، یکی از برج‌ها را به سبب نشست خاک چند متر آن سوتر از جایی که در نظر گرفته بودند،

ساختند تا بتواند وزن بسیار خود را تحمل کند. از این‌رو این برج هم راستا با دیگر برج‌های ارگ نیست.

یک ایوان و 6 اتاق در سه سوی شمال، جنوب و باختر ارگ دیده می‌شود. گرمابه‌ی ارگ که در شمار نخستین گرمابه‌های خصوصی ایران است،

در بخش خاوری ارگ دیده می‌شود. از این گرمابه تنها خاندان سلطنتی زند استفاده می‌کردند.


برای ورود به ارگ باید از دروازه‌ای گذشت که در نمای آن کاشی‌کاری‌هایی بسیار زیبا دیده می‌شود.

این کاشی‌کاری نبرد رستم با دیو سپید را نشان می‌دهد. اما آرایه‌ی کاشی ارگ ساخته‌ی زندیان نیست و

در زمان فرمانروایی قاجاریان به ارگ افزوده شده است. پس از گذر از دیوارهای ستبر بیرونی است که

فضای دل‌انگیز درون ارگ نمایان می‌شود. ایوان‌ها و اتاق‌های ارگ در نهایت زیبایی ساخته شده‌اند و آب‌نماها و باغچه‌ها دلپذیری آن را دو چندان کرده‌اند.

شاه‌نشین ارگ از هر بخش آن چشمگیرتر است. از این شاه‌نشین مانند دیگر شاه‌نشین‌های بناهای ایرانی،

در تابستان بهره برده می‌شده است. نیم‌کاسه‌ای مُقرنس در این بخش ارگ دیده می‌شود که رو به حیاط دارد.

همه‌ی اتاق‌های ارگ به هم راه دارند و به گونه‌ای ساخته شده‌اند که برای رفتن به آن‌ها نیاز نیست که از

فضای داخلی ساختمان بیرون آمد. پنجره‌های چوبی مشبک و شیشه‌ای نیز تالارهای ارگ را آذین داده‌اند.

حوض‌هایی نیز درون ارگ دیده می‌شود که به‌ویژه حوض‌های شمالی و جنوبی سازه از این دید که آبراه‌هایی دارند،

کاربری و زیبایی افزون‌تری یافته‌اند. همه‌ی این حوض‌ها و فواره‌هایشان از سنگ‌های یکپارچه ساخته شده‌اند.

پیشتر از آسیبی که آغامحمدخان به این ارگ زده بود، یاد کردیم. او برای ساخت کاخ گلستان در تهران،

پایتختش، دستور داد دو ستون سنگی تالار اصلی ارگ را بردارند و به تهران ببرند. به جای آن ستون‌های سنگی زیبا، دو ستون چوبی گذاشته شده است. گذر زمان نیز زیان‌هایی به ارگ زده است.

برای نمونه، می‌توان به از میان رفتن نقاشی‌ها و مقرنس‌کاری‌ها اشاره کرد. یادگاری‌نویسی بر روی دیوارها نیز از دیگر آسیب‌های تاسف‌باری است که نه تنها ارگ کریم‌خان بلکه

پیکر بناها و سازهای دیگر ایران را نیز زخمی کرده است.

ارگ ارزشمند کریم‌خانی شیراز در 14 خردادماه 1351 خورشیدی، با شماره‌ی 918 در شمار آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

* با بهره‌جویی از «ویکی پدیا»، «پرتال گردشگری میراث‌فرهنگی استان فارس» و تارنمای «خبرآنلاین».